۰
يکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۰:۱۵

آیا تعامل ایران با طالبان به معنای پذیرش انحصار قومی در افغانستان است؟

آیا تعامل ایران با طالبان به معنای پذیرش انحصار قومی در افغانستان است؟
 در مصاحبه‌ای ویدئویی که به طور گسترده در شبکه‌های اجتماعی بازنشر شده، آقای سید حسن مرتضویی، معاون سفیر ایران در کابل، اعلام کرده است که جمهوری اسلامی «مقاومت» گروه‌های مخالف حکومت طالبان را به رسمیت نمی‌شناسد و هیچ حمایتی از آنها ندارد. او تأکید کرده که واژه «مقاومت» مختص غزه، لبنان و جنگ با آمریکاست و در افغانستان کاربرد ندارد. مرتضویی افزوده که کمک به ساقط کردن حکومت طالبان «توجیه شرعی ندارد» و توصیه ایران به مخالفان، نشستن پای میز مذاکره با طالبان است. این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که حکومت طالبان با وجود وعده تشکیل دولت همه‌شمول، عملاً به صورت انحصاری توسط یک گروه قومی اداره می‌شود و اقوام دیگر از جمله شیعیان هزاره، تاجیک‌ها و ازبک‌ها را به حاشیه رانده است.
این موضع‌گیری در چارچوب یک راهبرد واقعگرایانه از سوی جمهوری اسلامی ایران اتخاذ شده که ریشه در چند عامل کلیدی دارد:
 
۱. اولویت امنیت ملی و ثبات در مرزها:
نگرانی اصلی ایران، حفظ امنیت مرزهای شرقی و جلوگیری از بیثباتی گستردهای است که می‌تواند به داخل کشور سرایت کند. سیاست ایران در قبال افغانستان، مانند بسیاری از همسایگان، از «اصلاحات داخلی» به سمت «مدیریت بحران و مهار ناامنی» تغییر جهت داده است؛ اقداماتی مانند جلوگیری از حملات تروریستی فرامرزی، مدیریت جریان پناهندگان و کنترل قاچاق مواد مخدر در اولویت قرار گرفته‌اند.
 
۲. حفظ تعاملات اقتصادی 
حجم مبادلات تجاری سالانه ایران و افغانستان حدود ۴ میلیارد دلار برآورد می‌شود و بخش قابل توجهی از آن از طریق مرزهای زمینی مانند اسلام قلعه در هرات و مرزهای استان نیمروز انجام می پذیرد. با وجود تنش‌های منطقه‌ای، تجارت بین دو کشور تقریباً بدون وقفه ادامه یافته و ایران به عنوان بزرگترین شریک تجاری افغانستان باقی مانده است. حفظ این حجم از مبادلات، برای اقتصاد ایران که با تحریم‌ها و بحرانهای منطقه‌ای دست به گریبان است، حیاتی به شمار می‌رود.
 
۳. داشتن دولتی نسبتاً پاسخگو در کابل
اگرچه ایران طالبان را به رسمیت نشناخته، اما تعامل با یک حکومت متمرکز در کابل، فارغ از ماهیت آن، برای مدیریت منافع و حل مسائل دوجانبه (مانند منابع آب، مرز و امنیت) عملاً کارآمدتر از مواجهه با خلأ قدرت یا چنددستگی است. ایران با حفظ سفارت خود و ادامه مذاکرات، کانالهای ارتباطی خود را باز نگه داشته و به نوعی به این گروه «به رسمیت‌شناسی عملی» داده است.
 
۴. پراکندگی و عدم همسویی مخالفان طالبان با سیاست‌های ایران
جریان مخالفان طالبان، شامل جبهه مقاومت ملی و سایر گروه‌ها، پراکنده و فاقد انسجام و رهبری واحد هستند. دولت پیشین (جمهوریت) در دوره خود به شدت متکی به آمریکا بود و همین امر باعث شد ایران به آنها اعتماد نکند و ترجیح دهد با بازیگر مسلط جدید (طالبان) وارد تعامل شود. این نگاه عملگرایانه، ایران را به سمت حمایت از وضع موجود سوق داده است.
 
5. عدم همراهی مردم با مخالفان طالبان به معنای واقعی:
مخالفان مسلح طالبان عمدتاً در مناطق کوهستانی و شمال شرق کشور متمرکز هستند و حمایت مردمی گسترده‌ای در سطح ملی ندارند. طالبان با وجود انحصارطلبی، تا حدی توانسته‌اند امنیت نسبی را در بسیاری از مناطق برقرار کنند و مردم خسته از جنگ، تمایل چندانی به آغاز یک دور جدید از درگیری‌های مسلحانه نشان نمی‌دهند. البته مردمان غیرپشتون از عملکرد طالبان هم چندان راضی نیستند؛ اما فعلا اعتماد زیادی هم به مخالفان طالبان ندارند.
 
6. نقش آمریکا و غرب با کمک پاکستان در برهمزدن امنیت
افغانستان بار دیگر به عرصه‌ای برای رقابت قدرت‌های جهانی تبدیل شده است. بر اساس تحلیل‌های راهبردی، آمریکا و متحدان غربی‌ آن که عمدتاً از طریق پاکستان اقدام می‌کنند، به دنبال «بی‌ثباتی کنترل شده» در افغانستان هستند تا از این طریق به رقبای خود (روسیه، چین و ایران) فشار وارد آورند. ایران این بازی را درک کرده و با حفظ تعامل با طالبان، تلاش می‌کند از تبدیل افغانستان به جبهه‌ای جدید علیه منافع خود جلوگیری کند.
 
7. تشکیل حکومت فراگیر؛ امتناع از شناسایی رسمی طالبان 
این نکته کلیدی است که نشان می‌دهد تعامل ایران با طالبان راهبردی نیست، بلکه عملگرایانه است. مقامات ارشد ایران از جمله رئیس جمهور پیشین، شهیدابراهیم رئیسی، بارها بر ضرورت تشکیل «دولت فراگیر» در افغانستان تأکید کرده‌اند. ایران در عمل، طالبان را به رسمیت نشناخته و این موضع به آن اجازه می‌دهد تا از مشروعیت‌بخشی شتابزده به این گروه فاصله بگیرد و همچنان به عنوان یک میانجی معتبر باقی بماند.
 
8. نقش میانجیگری و جلوگیری از درگیری نیابتی با رقبای منطقه‌ای
ایران می‌خواهد نقش یک بازیگر کلیدی و میانجی در معادلات افغانستان ایفا کند و از تبدیل این کشور به عرصه‌ای برای درگیری نیابتی با رقبای منطقه‌ای خود، به‌ویژه پاکستان، جلوگیری کند. هرگونه حمایت از مخالفان طالبان، نه تنها به بی‌ثباتی دامن می‌زند، بلکه ایران را در تقابل مستقیم با پاکستان قرار خواهد داد؛ چرا که پاکستان هنوز هم بر بخش‌هایی از طالبان بویژه شبکه حقانی و جناح کابل در حکومت طالبان نفوذ قابل توجهی دارد. پاکستان هم‌چنان می‌خواهد افغانستان را به عنوان «عمق استراتژیک» خود حفظ کند.
 
جمع‌بندی
تحولات بین‌المللی و تحرکات آمریکا در منطقه را نباید نادیده گرفت. آمریکا هم‌چنان به دنبال یافتن روزنه‌ای برای بازگشت به پایگاه بگرام، به صورت نیابتی و از طریق گروههای تروریستی مانند داعش خراسان است و سرویسهای جاسوسی- اطلاعاتی آن در منطقه حضور فعال دارند. در چنین شرایطی، ایران با تقویت تعاملات خود با طالبان، سعی دارد از هرگونه خلأ امنیتی که امکان نفوذ دوباره غرب را فراهم کند، جلوگیری نماید


«مهسا مجیدی» کارشناس مسائل افغانستان

 
مرجع : الوقت
کد مطلب : ۱۲۹۶۸۵۵
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما

منتخب
پیشنهاد ما