۰
دوشنبه ۹ شهريور ۱۴۰۵ ساعت ۱۳:۵۳

ایران و پاکستان در چهارراه همکاری؛ فرصت‌ها، موانع و راهکارهای جهش ۱۰ میلیارد دلاری

ایران و پاکستان در چهارراه همکاری؛ فرصت‌ها، موانع و راهکارهای جهش ۱۰ میلیارد دلاری
روابط ایران و پاکستان، که ریشه در قرن‌ها اشتراکات تاریخی، زبانی و مذهبی دارد، امروز در پیچیده‌ترین مقطع خود قرار گرفته است. این رابطه که آن را می‌شود «تیغ دو لبه» ‌نامید، از یک سو دارای ظرفیت‌های عظیم برای همکاری‌های اقتصادی، امنیتی و فرهنگی است و از سوی دیگر، با موانع ساختاری و رقابت‌های ژئوپلیتیکی دست‌وپنجه نرم می‌کند. سؤال کلیدی این است که چگونه می‌توان این ظرفیت‌ها را در کوتاه‌مدت شکوفا کرد و از بن‌بست تحریم و ناامنی، به جهشی ۱۰ میلیارد دلاری در مبادلات رسید.

موانع و چالش‌ها
موانع اقتصادی پیشِ روی تهران و اسلام‌آباد، بیش از آنکه ناشی از نبود اراده سیاسی باشد، ریشه در مسائل ساختاری و تحریم‌های بین‌المللی دارد.

نخستین و مهم‌ترین مانع، موانع بانکی و مالی است؛ تحریم‌های ظالمانه، سیستم بانکی سنتی را عملاً قطع کرده و نبود کانال‌های رسمی برای تبادل پول، تجار را مجبور به استفاده از سیستم پایاپای (تهاتر) پیچیده یا حتی قاچاق کرده است که عملاً معاملات کلان را بی‌نتیجه می‌گذارد.

دومین چالش، خط لوله گاز «صلح» است؛ تهدید تحریم‌های ثانویه آمریکا، مانع اصلی تکمیل این پروژه حیاتی است و پاکستان به دلیل ترس از این تحریم‌ها، بخش خود را تکمیل نکرده و با خطر جریمه‌های سنگین مواجه است.

سومین مانع، ضعف زیرساخت‌های فیزیکی است؛ جاده‌های منتهی به مرز، تجهیزات گمرکی و زیرساخت‌های حمل‌ونقل ریلی، برای حجم مبادلات مطلوب کافی نیستند. تکمیل خط آهن «چاغی-سکهر» و استفاده از کریدور ریلی استانبول-تهران-اسلام‌آباد که می‌تواند زمان حمل‌ونقل را از ۲۱ روز به ۱۱ روز کاهش دهد، از ضروریات است.

چهارمین مانع، ناهماهنگی ساختار اقتصادی دو کشور است؛ صادرات پاکستان عمدتاً محدود به محصولات کشاورزی و منسوجات است و کالاهای صنعتی پیشرفته مورد نیاز ایران را پوشش نمی‌دهد که این عدم تطابق، پتانسیل تجارت را محدود کرده است. واقعیت اینست که برای شکوفایی تجارت، ابتدا باید مشکل کانال‌های مالی و تسویه حساب حل شود و سپس زیرساخت‌های مرزی و حمل‌ونقل تقویت گردد؛ در غیر این صورت، توافق‌های کلان بیشتر بر روی کاغذ باقی می‌مانند.

از منظر نظامی، روابط دو کشور عمدتاً تحت تأثیر دو چالش بزرگ و به نوعی متناقض قرار دارد. چالش اول، امنیت شکننده در مرز مشترک است؛ مرز طولانی و ناآرام دو کشور، اصلی‌ترین نقطه تنش نظامی محسوب می‌شود. گروه‌های جدایی‌طلب و تروریستی مثل جیش‌العدل و ارتش آزادی‌بخش بلوچستان در دو سوی مرز فعال هستند و به کاروان‌های تجاری و نیروهای مرزی حمله می‌کنند. هرچند دو کشور برای مدیریت این تهدیدات، اقدام به تبادل افسران رابط و همکاری‌های امنیتی کرده‌اند.

چالش دوم، پیچیده‌تر است؛ پاکستان در میان متحدان رقیب گرفتار شده است. این کشور با عربستان سعودی پیمان دفاع متقابل امضا کرده و روابط نزدیکی با ترکیه دارد و هم‌زمان تلاش کرده نقش واسطه بین ایران و آمریکا را بازی کند، جایگاهی که بسیار شکننده است و می‌تواند در صورت تشدید تنش‌ها، این کشور را در موقعیت دشواری قرار دهد.

در حوزه امنیتی، روابط ایران و پاکستان را می‌توان پیچیده‌ترین وجه تعاملات دو کشور دانست. تهدیدات مرزی و تروریسم، نه تنها امنیت مرزها را بر هم زده، بلکه مستقیماً به زیرساخت‌های اقتصادی ضربه زده است؛ حملات به تانکرهای حامل گاز و کالاهای تجاری در بزرگراه کویته-تفتان، باعث شده میلیاردها روپیه کالا و نفت در بلاتکلیفی بماند. هر دو کشور از ناامنی در افغانستان متأثر هستند، اما پاکستان با حملات نظامی در خاک افغانستان رویکردی تهاجمی‌تر دارد، در حالی که ایران به راه‌حل‌های دیپلماتیک تمایل دارد.

همچنین، نقش جدید پاکستان به عنوان میانجی بین ایران و آمریکا، بزرگترین تناقض امنیتی را رقم زده است. پاکستان این نقش را برای ارتقای جایگاه خود در برابر آمریکا پذیرفته و هم‌زمان برای جلب اعتماد ایران، اقداماتی مثل کمک به صادرات نفت از طریق بنادر خود را انجام داده است. در جریان جنگ اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، پاکستان با فشار بر دو طرف، نقش مؤثری در برقراری آتش‌بس ایفا کرد و نشان داد که می‌تواند یک «بازیگر مورد اعتماد» در منطقه باشد، اما کارشناسان معتقدند این میانجی‌گری، همچنان منجر به اعتماد استراتژیک بلندمدت نشده است.

از منظر سیاسی، جدیدترین تحول، نقش میانجی‌گری پاکستان برای کاهش تنش بین ایران و آمریکا بوده است. پاکستان مجبور است میان چند نیروی متضاد تعادل برقرار کند: روابط استراتژیک با عربستان سعودی، تمایل به حفظ رابطه با آمریکا، و حساسیت‌های افکار عمومی و جامعه شیعیان پاکستان که حدود ۲۰ درصد جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند. هر گونه تشدید تنش در منطقه، این «راه رفتن بر لبه تیغ» را غیرممکن می‌سازد و به امنیت و انسجام داخلی خود پاکستان نیز آسیب خواهد زد.

اتصال فرهنگی ایران و پاکستان، خود یک «تیغ دو لبه» دیگر است. از یک سو، ریشه‌های مشترک تاریخی، زبانی و مذهبی بستری عالی برای نزدیکی فراهم کرده است. فارسی قرن‌ها زبان علمی و درباری منطقه بوده و حدود ۶۰ درصد واژگان زبان اردو فارسی است و سرود ملی پاکستان تقریباً کاملاً فارسی است. بیش از یک میلیون نسخه خطی فارسی به عنوان میراث فرهنگی در پاکستان نگهداری می‌شود. همچنین، برخلاف تصور رایج، حدود ۷۰ درصد از اهل سنت پاکستان پیرو مکتب صوفیانه بریلویه هستند که به شدت به اهلبیت (ع) علاقه دارند و حدود 20 درصد جمعیت (بیش از ۴۶ میلیون نفر) نیز شیعه هستند که یکی از بزرگترین جوامع شیعی جهان را تشکیل می‌دهند. در سطح کلان نیز دو کشور حمایت قاطع خود را از آرمان فلسطین اعلام کرده‌اند. از سوی دیگر، موانع عمده‌ای بر سر راه این اتصال فرهنگی وجود دارد؛ نفوذ عمیق فرهنگی عربستان سعودی با سرمایه‌گذاری گسترده در ساخت مدارس و مساجد، قدرت نرم خود را در پاکستان تقویت کرده است. همچنین خشونت‌های فرقه‌ای و حملات گروه‌های سلفی-تکفیری، فضای مذهبی را متشنج کرده و فعالیت‌های فرهنگی ایران با تغییرات مکرر مدیران، کارایی لازم را نداشته است. سال ۱۳۹۷ بیش از ۱۰۰ هزار زائر پاکستانی برای گردشگری مذهبی به ایران سفر کردند که نشان از ظرفیت بالای این حوزه دارد، اما برای استفاده از این ظرفیت، ایران باید استراتژی فرهنگی خود را از حالت «اعزام مأمور» به «توانمندسازی بومی‌ها» تغییر دهد.


پیشنهاد و راهکارها:

بدون شک برای استفاده سریع از ظرفیت‌ها، باید از روش‌های سنتی عبور کرد و به سراغ ایده‌های غیرمتعارف رفت: اولین راهکار، راه‌اندازی «بورس پایاپای دیجیتال» است؛ به جای تهاتر سنتی و پرریسک، یک پلتفرم رسمی مجازی ایجاد شود که نیازهای صادراتی و وارداتی دو طرف را به صورت شفاف با هم تطبیق دهد.

دومین راهکار، ایجاد «منطقه آزاد مشترک» در مرز (مثل دوحه-میرجاوه) است؛ به جای دو منطقه جداگانه، یک منطقه اقتصادی مشترک با قوانین واحد و گمرک ترکیبی تأسیس شود و کارخانه‌های مونتاژ در آن احداث گردند. مذاکراتی در این زمینه در جریان سفر اخیر رئیس‌جمهور ایران به پاکستان آغاز شده است.

سومین راهکار، قراردادهای «آفست» برای پروژه‌های کلان است؛ در ازای خرید گاز یا نفت از ایران، پاکستان سهام در بنادر یا فرودگاه‌های خود به ایران واگذار کند، مثل واگذاری حق بهره‌برداری از بخشی از بندر گوادر که منافع بلندمدت و گره‌دار شدن اقتصاد دو کشور را به همراه دارد.

چهارمین راهکار، راه‌اندازی «خط کشتیرانی مشترک» با پرچم پاکستان برای دورزدن تحریم‌های دریایی است که کالاهای ایرانی را زیر نام پاکستان به مقاصد جهانی ببرد.

پنجمین راهکار، استفاده از «دیاسپورای پاکستانی» در خلیج فارس است؛ از سرمایه و شبکه تجاری پاکستانی‌های مقیم امارات، عربستان و کویت برای صادرات کالاهای ایرانی استفاده شود. علاوه بر این، فعال‌سازی فوری بازارچه‌های مرزی، استفاده از کریدور ریلی استانبول-تهران-اسلام‌آباد، بهره‌برداری هماهنگ از بنادر گوادر و چابهار به عنوان دروازه مشترک ترانزیت، حذف تعرفه‌های گمرکی، ساده‌سازی روادید برای تجار، و ایجاد کارگروه‌های دائمی پیگیری، از دیگر اقدامات ضروری است.

مسلما این ایده‌ها نیاز به اراده سیاسی و کارگروه‌های عملیاتی دارند، اما در کوتاه‌مدت (۶ تا ۱۲ ماه) قابل اجرا هستند و می‌توانند حجم مبادلات را از حدود ۳ میلیارد دلار فعلی به هدف ۱۰ میلیارد دلاری برسانند.

 
مرجع : الوقت
کد مطلب : ۱۳۰۲۶۹۹
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما

منتخب
پیشنهاد ما