۰
چهارشنبه ۱۱ شهريور ۱۴۰۵ ساعت ۰۹:۱۷
شطرنج ایران و آمریکا بر سر راه‌های تنفس اقتصادی

مات «جی20» با رُخ «شانگهای»

مات «جی20» با رُخ «شانگهای»
نشست سازمان همکاری شانگهای در بیشکک با حضور سران چین، روسیه، ایران و هند در فضایی برگزار می‌شود که خود سازمان نیز در حال تلاش برای تقویت نقش خود در نظم چندقطبی است. هم‌زمان، نشست وزیران دارایی و رؤسای بانک‌های مرکزی گروه بیست در اشویل آمریکا، به ابتکار واشنگتن به محلی برای بحث درباره تشدید اجرای تحریم‌های ایران تبدیل شده است.

از تحریم ایران تا جنگ بر سر شبکه‌های اقتصادی
مرحله جدید فشار آمریکا علیه ایران با تحریم‌های سنتی تفاوت مهمی دارد. واشنگتن دیگر صرفاً به دنبال تحریم شرکت‌ها و افراد ایرانی نیست هدف اصلی تحریم بازیگران خارجی‌ای است که به ایران امکان ادامه تجارت می‌دهند و این تغییر بسیار مهم است.

در واقع تحریم مستقیم ایران تا زمانی مؤثر است که تهران نتواند برای فروش نفت، انتقال پول، حمل‌ونقل، بیمه، تأمین کالا و سرمایه‌گذاری، مسیرهای جایگزین پیدا کند. بنابراین آمریکا اکنون تلاش می‌کند حلقه دوم را هدف قرار دهد: بانک‌ها، شرکت‌های کشتیرانی، پالایشگاه‌ها، واسطه‌های تجاری و مؤسسات مالی خارجی.

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، حتی از اعمال تحریم‌های ثانویه جدید به‌صورت هفتگی سخن گفته و واشنگتن از کشورها خواسته است روابط اقتصادی خود با تهران را کاهش دهند یعنی فشار از تحریم ایران به سمت تحریم هرکس که به ایران کمک کند در حال حرکت است و اینجاست که اهمیت شانگهای روشن می‌شود.

مأموریت واقعی ایران در شانگهای چیست؟
تهران به دنبال تضمین امنیتی از چین و روسیه نیست؛ چنین انتظاری از سازمان همکاری شانگهای واقع‌بینانه نیست. مسئله مهم‌تر، گرفتن پشتوانه سیاسی و اقتصادی برای کاهش اثرگذاری تحریم‌های ثانویه آمریکا است.

ایران به دنبال سه سطح همکاری است:

سطح نخست؛ سیاسی
تهران نیاز دارد چین و روسیه در برابر تلاش آمریکا برای تبدیل فشار اقتصادی یک‌جانبه به یک اجماع بین‌المللی مقاومت کنند.

این مسئله خصوصاً در شرایطی مهم است که واشنگتن تلاش می‌کند سایر اقتصادهای بزرگ را متقاعد کند که همکاری اقتصادی با ایران هزینه‌زا خواهد بود.


سطح دوم؛ اقتصادی
ایران به دنبال حفظ و گسترش مسیرهایی است که از طریق آنها بتواند نفت، انرژی و کالاهای خود را به بازارهای آسیایی منتقل کند؛ بدون آنکه تمام این مبادلات از سیستم مالی تحت سلطه دلار و کنترل آمریکا عبور کند.

وزن جمعیتی و اقتصادی سازمان همکاری شانگهای (SCO) به سرعت در حال سنگین شدن است. اعضای آن ۴۲ درصد از جمعیت جهان و ۳۶ درصد از تولید ناخالص داخلی جهانی را بر اساس برابری قدرت خرید تشکیل می‌دهند. این سازمان از زمان نشست شانگهای پنج به سمت افزایش اعضا جدید حرکت کرده و در این مدت هند و پاکستان در سال ۲۰۱۷، ایران در سال ۲۰۲۳ و بلاروس در سال ۲۰۲۴ به آن پیوسته‌اند. دستور کار آن اکنون فراتر از مدیریت مرزها به همکاری اقتصادی، اتصال، تجارت و سرمایه‌گذاری گسترش یافته است که نشان از جایگاه تعین کنندگی این سازمان در حرکت به سمت کاهش سلطه مالی غرب و چندجانبه‌گرایی است.

بنابراین توجه ایران به شانگهای فقط به دلیل مسئله فروش نفت نیست. مسئله اصلی، ایجاد یک زنجیره کامل است:
تولید → فروش → حمل‌ونقل → بیمه → دریافت پول → تسویه → واردات کالا
اگر یکی از این حلقه‌ها توسط آمریکا مسدود شود، تجارت مختل می‌شود.

بنابراین آنچه تهران در شانگهای به آن نیاز دارد صرفاً افزایش خرید نفت چین نیست بلکه تاب‌آوری کل زنجیره تجارت خارجی ایران است.

سطح سوم؛ راهبردی
ایران می‌خواهد نشان دهد که فشار آمریکا به معنای انزوای ایران نیست.

عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای و هم‌زمان حضور در سازوکارهایی مانند بریکس، به تهران امکان می‌دهد ستون فقرات روابط اقتصادی خود را به سمت شرق و اقتصادهای غیرغربی منتقل کند.

اما اینجا یک نکته مهم وجود دارد و آن اینکه شانگهای هنوز یک «ائتلاف ضدتحریم» نیست، بنابراین موفقیت تهران در شانگهای به میزان توانایی آن برای تبدیل همگرایی سیاسی به سازوکارهای عملی اقتصادی بستگی دارد.

چرا واشنگتن دقیقاً هم‌زمان سراغ گروه بیست رفته است؟
این هم‌زمانی را نمی‌توان صرفاً یک اتفاق تقویمی دانست. گروه بیست جایی است که بزرگ‌ترین اقتصادهای جهان، بانک‌های مرکزی و وزیران دارایی آنها درباره مسائل مالی و اقتصادی تصمیم‌سازی می‌کنند.

بنابراین اگر گروه بیست برای آمریکا محیطی است برای محدود کردن مسیرهای تنفش اقتصادی ایران، شانگهای برای جمهوری اسلامی محیط توسعه مسیرهای جایگزین است.

واشنگتن می‌خواهد مسئله ایران را از سطح تحریم آمریکا به سطح ریسک همکاری با ایران منتقل کند این تفاوت بسیار مهم است.

اگر یک بانک چینی یا هندی بداند که معامله با ایران ممکن است دسترسی آن به دلار، بازار آمریکا یا نظام مالی بین‌المللی را تهدید کند حتی اگر از نظر حقوقی مجبور به تبعیت از تحریم آمریکا نباشد ممکن است خودش همکاری را متوقف کند.

این همان چیزی است که آمریکا در پی آن است:
لازم نیست همه کشورها تحریم‌های آمریکا را قبول کنند کافی است از هزینه نقض آنها بترسند.

گزارش‌های اخیر درباره نشست گروه بیست نیز نشان می‌دهد واشنگتن در حال فشار برای افزایش تبعیت کشورها از تحریم‌های ایران و تهدید آنها با تحریم‌های ثانویه است.

اما مشکل بزرگ آمریکا: چین است
در اینجا نقطه برخورد واقعی شانگهای و گروه بیست آشکار می‌شود. اگر واشنگتن بخواهد سیاست جدید خود را کاملاً اجرا کند، دیر یا زود باید سراغ چین برود؛ زیرا چین یکی از مهم‌ترین مسیرهای باقی‌مانده برای تجارت انرژی ایران است.

بنابراین راهبرد آمریکا با یک معادله دشوار روبه‌روست.
فشار بیشتر بر ایران → فشار بیشتر بر خریداران نفت ایران → فشار بر چین → تشدید رقابت آمریکا و چین
واشنگتن نمی‌تواند این زنجیره را نادیده بگیرد.

به همین دلیل، نشست گروه بیست برای آمریکا صرفاً نشست درباره ایران نیست بلکه آزمونی برای توانایی واشنگتن در استفاده از قدرت مالی دلار علیه اقتصادهایی است که الزاماً با سیاست خارجی آن همراه نیستند.

حتی گزارش‌های اخیر نیز تأکید کرده‌اند که اجرای کامل سیاست انزوای اقتصادی ایران بدون درگیر شدن با چین، به‌عنوان خریدار اصلی نفت ایران، بسیار دشوار خواهد بود آنهم در حالی که چین اعلام کرده حاضر نیست با تحریم‌های یکجانبه آمریکا همراهی کند.

هند؛ بازیگر کلیدی اما غیرقابل پیش‌بینی
یک متغیر مهم دیگر در این معادله هند است. هند هم در شانگهای حضور دارد و هم در گروه بیست.این یعنی دهلی‌نو عملاً در هر دو طرف این معادله حضور دارد اما در سالهای اخیر به دلیل تشدید رقابت با چین و روسیه و فشارهای واشنگتن در حال تقویت مناسبات اقتصادی خود با غرب است.

با این حال همچنان هند نه متحد ایران است و نه متحد آمریکا به معنای کلاسیک آن منافع هند تعیین می‌کند که در هر پرونده تا چه اندازه با واشنگتن، مسکو، پکن یا تهران همراه شود.

هند به انرژی، مسیرهای ترانزیتی و دسترسی به آسیای مرکزی نیاز دارد و برای رسیدن به این هدف مسیر ایران بویژه بندر چابهار از اهمیت کلیدی برخوردار است و در عین حال روابط راهبردی خود با آمریکا را نیز حفظ می‌کند.

بنابراین یکی از مهم‌ترین پیام‌های نشست شانگهای برای تهران می‌تواند این باشد که:
چگونه می‌توان هند را از یک بازیگر صرفاً ناظر به بخشی از شبکه اقتصادی غیرغربی تبدیل کرد؟

اگر چنین اتفاقی بیفتد فشار آمریکا دشوارتر می‌شود زیرا شبکه اقتصادی ایران فقط به چین و روسیه محدود نخواهد بود.

روسیه چه می‌خواهد؟
در تحلیل این مسئله نقش روسیه را نباید در کالبد روابط نزدیک و اتحاد دو کشور خلاصه کرد بلکه اساساً مسکو از عدم همراهی با تحریم‌های ضدایرانی منافع کلیدی دارد.

روسیه خود یکی از بزرگ‌ترین اهداف تحریم‌های غرب است و سال‌ها تجربه ایجاد مسیرهای جایگزین برای تجارت، پرداخت و صادرات انرژی را به دست آورده است.

بنابراین همکاری روسیه و ایران می‌تواند از جنس انتقال تجربه مقاومت اقتصادی در برابر تحریم‌ها باشد.

اما روسیه یک منفعت ژئوپلیتیکی بزرگ‌تر نیز دارد. اگر آمریکا بتواند با استفاده از ابزار مالی خود تجارت ایران با چین و روسیه را محدود کند این الگو می‌تواند در آینده علیه خود مسکو نیز استفاده شود.

از این منظر مقاومت در برابر تحریم‌های ثانویه ایران برای روسیه فقط مسئله ایران نیست بلکه مسئله حفظ فضای مانور اقتصادی کشورهای غیرغربی در برابر نظام مالی آمریکا است.

بنابراین دو نشست در واقع دو مدل متفاوت از نظم جهانی را به نمایش می‌گذارند: در شانگهای، چین و روسیه تلاش می‌کنند تصویری از جهانی ارائه دهند که در آن قدرت اقتصادی و سیاسی میان چند قطب توزیع شده است؛ در گروه بیست اما آمریکا همچنان تلاش می‌کند نشان دهد که حتی در یک جهان چندقطبی نیز قدرت دلار، بازار آمریکا و شبکه مالی غرب می‌تواند رفتار سایر کشورها را تعیین کند.

اینجا یک تناقض بسیار مهم شکل می‌گیرد :
آمریکا قدرت نظامی و مالی بسیار بزرگی دارد، اما برای اجرای تحریم‌های خود به همکاری دیگران نیازمند است:
و طرف مقابل: چین و روسیه می‌توانند با آمریکا مخالفت کنند اما برای جایگزین کردن کامل نظام مالی و تجاری غرب هنوز ظرفیت کافی ندارند.

بنابراین نبرد واقعی میان «شرق و غرب» به معنای کلاسیک نیست. نبرد اصلی بر سر این است که چه کسی می‌تواند هزینه عدم تبعیت از خود را برای دیگران بالاتر ببرد؟

مسئله اصلی ایران نیست معماری پساتحریم است
در مجموع اهمیت این دو نشست را نباید در این خلاصه کرد که چین و روسیه از ایران حمایت می‌کنند یا آمریکا می‌خواهد ایران را تحریم کند؛ موضوع عمیق‌تر است.

آمریکا در حال آزمودن این فرض است که حتی اگر ایران به شرق روی بیاورد باز هم می‌توان با استفاده از دلار، بازار آمریکا و تحریم‌های ثانویه، هزینه این چرخش را بالا برد.

در مقابل ایران تلاش می‌کند ثابت کند که می‌توان یک اقتصاد تحت تحریم را به شبکه‌ای از شرکای شرقی، مسیرهای تجاری جایگزین، ارزهای غیرغربی و سازوکارهای خارج از کنترل واشنگتن متصل کرد.

به همین دلیل شانگهای و گروه بیست را باید دو صحنه از یک نبرد واحد دانست: نبرد بر سر آینده نظم اقتصادی جهان.

 
مرجع : الوقت
کد مطلب : ۱۳۰۳۱۳۲
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما

منتخب
پیشنهاد ما