به گزارش
اسلام تایمز، در جهان امروز، جنگها دیگر تنها در میدانهای نظامی و با سلاح و تجهیزات پیشرفته تعیین تکلیف نمیشوند. بخش مهمی از رویاروییهای سیاسی و امنیتی در عرصه افکار عمومی، رسانهها و نبرد روایتها جریان دارد؛ جایی که قدرت تأثیرگذاری بر ذهنها و قلبها گاه سرنوشت ملتها را رقم میزند. در چنین شرایطی، نقش آگاهیبخشی، روشنگری و تبیین واقعیتها بیش از گذشته اهمیت یافته است. همزمان، تجربه تحولات منطقه نشان داده است که زنان نیز در کنار نقشهای اجتماعی و خانوادگی خود، به یکی از مهمترین عوامل پایداری جوامع و جریانهای مقاومت تبدیل شدهاند. "فاطمه الحسینی"، استاد دانشگاه و پژوهشگر لبنانی، در این گفتوگو با نگاهی به ابعاد جنگ رسانهای و فکری، از جایگاه تعیینکننده جهاد تبیین، نقش زنان در استمرار مقاومت و تأثیرگذاری زن ایرانی در تغییر نگاه جهانی به زن مسلمان سخن گفته است.
وی با اشاره به ماهیت رویارویی میان جبهه حق و باطل در جهان تأکید کرد که این تقابل صرفاً یک نبرد نظامی نیست، بلکه نبردی چندلایه و پیچیده است که بخش مهمی از آن را جنگ فکری تشکیل میدهد. به گفته وی خداوند متعال میفرماید: «میخواهند نور خدا را با دهانهای خود خاموش کنند...» و نفرموده است «با سلاحهای خود». این بدان معناست که میدان نخست این نبرد، میدان کلمه و سخن است، پیش از آنکه میدان اسلحه و آهن باشد. از همین رو، جهاد با کلمه و به تعبیر دقیقتر «جهاد تبیین»، حتی بر جهاد نظامی نیز تقدم دارد.
"الحسینی" با بیان اینکه دشمن در عرصه نظامی با جدیت و پشتکار فعالیت میکند، افزود که به همان اندازه و بلکه بیشتر، به صورت مستمر و خستگیناپذیر در میدان فکری نیز مشغول تلاش و برنامهریزی است.
به گفته وی، دشمنی که نه غفلت میکند و نه از توطئهچینی و تخریب در سطوح مختلف دست برمیدارد، همواره در تلاش است تا از همه ابزارهای خود برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی بهره ببرد.
این نویسنده و پژوهشگر لبنانی خاطرنشان کرد که در جنگها تنها خانهها، زیرساختها و بدن انسانها هدف بمباران قرار نمیگیرند، بلکه حقیقت نیز بمباران و ترور میشود. او توضیح داد که دشمن تلاش میکند به ذهنها نفوذ کند و واقعیتها را تحریف نماید و اگر بتواند عقلها و دلها را تسخیر کند، سقوط شهرها و پایتختها بسیار آسان خواهد شد.
وی ادامه داد که دشمن روایت خود را از طریق رسانههای سنتی و دیجیتال و در هر فرصتی که به دست آورد، منتشر میکند. در این روایت، فرد مقاوم به عنوان یک تروریست معرفی میشود، سلاح مقاومت به عنوان عاملی زیانبار برای کشور جلوه داده میشود و آمریکا که خود منشأ تروریسم است، در جایگاه مبارزهکننده با تروریسم و نجاتدهنده ملتها قرار میگیرد.
استاد دانشگاه لبنان افزود: این دشمن در هر یک از کشورهای منطقه نیز نمایندگانی دارد؛ همان همکاران داخلی که مقاله مینویسند، صفحات رسانهای را پر میکنند و در شبکههای اجتماعی به تبلیغ روایت او میپردازند.
وی تأکید کرد که اشغال سرزمین آسانتر از اشغال آگاهی و اندیشه است و هنگامی که فکر و فرهنگ یک ملت به اشغال درآید، کشورها و شهرها بدون نیاز به اشغال نظامی سقوط خواهند کرد و تاریخ نیز بهترین گواه این حقیقت است.
"الحسینی" با اشاره به نقش روایتسازی در تحولات تاریخی گفت که پیروز واقعی کسی است که بتواند روایت و داستان خود را به جامعه بقبولاند؛ وی یادآور شد که حضرت زینب(س) روایت دشمن را در هم شکست و آنچه را مردم در ظاهر یک شکست مادی میدیدند، با روشنگری و خطابههای خود به یک پیروزی معنوی تبدیل کرد.
وی همچنین با اشاره به ساختار رسانهای جهان اظهار داشت که بخش عمده خبرگزاریهای بزرگ جهان در اختیار آمریکا و کشورهای همپیمان آن قرار دارند و شبکههای رسانهای متعددی به زبانهای عربی و فارسی و نیز ارتشهای سایبری گستردهای ایجاد شدهاند که هدف اصلی آنها بمباران نرم ذهن ملتهای منطقه و ایجاد تردید نسبت به درستی باورها و سیاستهای رهبران مخلص و دلسوزشان است.
"الحسینی" افزود که رسانههای دیگری نیز افکار عمومی جهانی را هدف قرار دادهاند تا چهره کشورهای محور مقاومت را مخدوش و تحریف کنند. وی در این زمینه به اعتراف جفری فلتمن اشاره کرد که سالها پیش اذعان کرده بود آمریکا بیش از ۵۰۰ میلیون دلار برای تخریب وجهه مقاومت در لبنان و شیطاننمایی آن هزینه کرده است.
این نویسنده لبنانی در ادامه تصریح کرد که در چنین شرایطی، تبیین و روشنگری به یک ضرورت واجب تبدیل میشود؛ ضرورتی که هیچگونه کوتاهی یا تعلل را برنمیتابد. وی توضیح داد که تنها تبیین است که میتواند به عنوان سدی مستحکم در برابر سیل عظیم گمراهسازی عمل کند و مانع غرق شدن ذهن و اندیشه مردم در امواج تحریف و دروغ شود.
به گفته این پژوهشگر لبنانی ، تبیین با آشکار ساختن حقایق، تحلیل و فروپاشی مغالطات، پاسخگویی به شبهات و کنار زدن پردههای ابهام از ذهن مردم، نقشههای دشمن را ناکام میگذارد و توانایی او را برای دستیابی به اهداف فکری و حتی نظامیاش از کار میاندازد.
الحسینی در ادامه به نقل قولی از «امام و رهبر شهید» اشاره کرد و گفت: «ما با اندیشهها و دلها روبهرو هستیم و این دلها هستند که باید قانع شوند. اگر دلها قانع نشوند، جسمها به حرکت درنخواهند آمد و کاری انجام نخواهند داد.»
وی در بخش دیگری از این گفتوگو به نقش زنان محور مقاومت در پایداری این جبهه در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی پرداخت و اظهار داشت که در سالهای نخست شکلگیری مقاومت در لبنان، بسیاری از مادران فرزندان خود را برای ادامه زندگی به خارج از کشور میفرستادند تا مبادا به صفوف مقاومت بپیوندند.
به گفته او، در آن دوران برخی رزمندگان نیز بهصورت مخفیانه راهی جبههها میشدند، بدون آنکه مادرانشان از این موضوع آگاه باشند؛ زیرا هنوز رضایت و همراهی گستردهای از سوی مادران نسبت به حضور فرزندانشان در میدان مقاومت وجود نداشت.
"الحسینی" با اشاره به تغییرات گستردهای که در این زمینه رخ داده است، خاطرنشان کرد که امروز صحنه کاملاً متفاوتی مشاهده میشود و مادرانی را میتوان دید که خود فرزندانشان را به سوی این مسیر سوق میدهند.
وی در این زمینه به نمونهای اشاره کرد و گفت مادری را به یاد میآورد که فرزندش برای مدتی کوتاه از جبهه به خانه بازگشته بود تا پیش از بازگشت دوباره به میدان نبرد، فرصتی را در کنار خانواده سپری کند، اما واکنش مادرش این بود که از او پرسید: «برای چه به خانه آمدهای، در حالی که سید (حضرت سید حسن) به شهادت رسیده است؟»
این پژوهشگر لبنانی با طرح این پرسش که اگر واکنش مادران و همسران نسبت به حضور فرزندان و همسرانشان در جبههها کاملاً متفاوت بود چه اتفاقی رخ میداد؟، تأکید کرد که اگر آنان نارضایتی و اعتراض خود را آشکار میکردند و با این مسیر مخالفت میورزیدند، معادلات تغییر میکرد و حتی جغرافیا و نقشههای سیاسی منطقه از مدتها پیش دگرگون شده بود.
وی تصریح کرد که نقش زن در محور مقاومت تا این اندازه تعیینکننده و سرنوشتساز است و اگر زنی نپذیرد که فرزند یا همسرش در راه مقاومت قدم بردارد، طبیعی است که بسیاری از مردان نیز دچار تردید شده و از ادامه مسیر بازگردند؛ چرا که زن، پشتیبان روانی، فرهنگی، تربیتی و خانوادگی رزمنده و مجاهد به شمار میرود.
"الحسینی" در تشریح این نقش گفت که تصور کنید همسری که شوهر خود را دلگرم میکند، به او قوت قلب میدهد و میگوید: «در راه حق و عزت پیش برو.» برای او دعا میکند و پیروزیاش را بر دشمنان از خداوند میخواهد. چنین زنی به همسرش آرامش میبخشد تا با خیالی آسوده راهی جبهه شود؛ زیرا او اطمینان دارد که همسرش با رضایت کامل مسئولیت خانواده را بر عهده خواهد گرفت.
وی افزود که افزون بر این، رفتار چنین زنی موجب تشویق دیگر زنان نیز میشود تا همین مسیر را در پیش بگیرند.
در ادامه این گفتوگو، فاطمه الحسینی به بعد دیگر این موضوع پرداخت و گفت در مقابل، میتوان شرایطی را تصور کرد که زنی روحیه همسرش را تضعیف کند، هدفی را که او برای آن مبارزه میکند زیر سؤال ببرد و پیوسته مخالفت خود را با حضور او در میدان نبرد تکرار کند. همچنین در زمان غیبت همسرش از پذیرش مسئولیت خانواده شانه خالی کند.
وی تصریح کرد که در چنین شرایطی این احتمال وجود دارد که رفتار آن زن در تصمیم شوهرش برای ادامه مبارزه با دشمنان تأثیر منفی بگذارد. به گفته او، از آنجا که انسانها در درون شبکههای اجتماعی و محیطهای انسانی بههمپیوسته زندگی میکنند، چنین رویکردی میتواند اثرات منفی خود را به اطرافیان نیز منتقل کند.
"الحسینی" در این زمینه به داستان "زُهیر بن قَین" اشاره کرد و گفت این شخصیت تاریخی در ابتدا از دیدار با امام حسین(ع) که در مسیر کربلا بودند، پرهیز میکرد. اما همسر او خطاب به وی گفت: «ای زهیر! آیا فرزند رسول خدا تو را فرا میخواند و تو پاسخ نمیدهی؟ سبحانالله!» و همین چند جمله سبب شد که زهیر نزد امام برود، سخنان ایشان را بشنود و در نهایت به کاروان آن حضرت بپیوندد.
وی این روایت را نمونهای روشن از تأثیرگذاری زنان در تحولات بزرگ دانست و تأکید کرد که زن میتواند معادلات را تغییر دهد و در تصمیمهای سرنوشتساز تأثیری عمیق و تعیینکننده داشته باشد.
این نویسنده و پژوهشگر لبنانی همچنین به بخشی از سازوکارهای موجود در مقاومت لبنان اشاره کرد و گفت اگر فرزندی پسر و تنها فرزند خانواده باشد، اجازه حضور او در جبههها تنها در صورتی صادر میشود که پدر و مادرش رضایتنامهای ویژه امضا کرده و آن را طی نامهای رسمی برای مسئولان مربوطه ارسال کنند.
وی افزود که امروز نیز همانند گذشته، شاهد مادرانی هستند که برای تنها فرزند خود و عزیزترین سرمایه زندگیشان درخواست اجازه حضور در میدان نبرد را مینویسند.
"الحسینی" در ادامه به یکی از داستانهای تأثیرگذار مادران شهدا در لبنان و نقش آنان در شکلگیری و استمرار مقاومت اشاره کرد و گفت یکی از همرزمان یک شهید برای مادر او نقل میکرد که فرزندش تنها چند ساعت پیش از شهادت گفته بود: «دوست دارم مادرم مرا ببیند و بداند که همان کاری را انجام میدهم که او از من خواسته بود، و اینکه من همانگونه که به من آموخته بود، معاملهای سودمند و جاودان انجام دادهام؛ معاملهای که هرگز زیان نخواهد داشت.»
وی خاطرنشان کرد که این نمونهها به روشنی نشان میدهد زنان تا چه اندازه در تداوم، استحکام و پایداری جبهه مقاومت نقش دارند.
"الحسینی" همچنین یادآور شد که نباید فراموش کرد مادران، پرورشدهندگان مجاهدان، شهیدان و فرماندهان هستند و در همین زمینه به سخن یکی از فرماندهان شهید اشاره کرد که گفته بود: «زن مگو، مردآفرین روزگار؛ زنهای ما اینهایند.»
این نویسنده لبنانی در بخش دیگری از سخنان خود به جایگاه زن ایرانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی پرداخت و اظهار داشت که حضور فعال و اثرگذار زن ایرانی در دوره پس از انقلاب در عرصههای گوناگون رسانهای، فرهنگی، دینی، علمی، ادبی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، مدیریتی، ورزشی و دیگر حوزهها و حتی در عرصههای نظامی، تصویری را که سالها از زن مسلمان در جهان ساخته شده بود، دگرگون کرد و در هم شکست.
وی توضیح داد که پیش از این، در بسیاری از نقاط جهان، زن مسلمان بهعنوان انسانی ضعیف، تحت ستم و محروم از حقوق خود معرفی میشد، اما حضور گسترده و موفق زنان ایرانی نشان داد که اسلام در شکل اصیل و حقیقی خود، ظرفیتها و استعدادهای زنان را در همه زمینهها شکوفا میکند.
"الحسینی" تأکید کرد که این حضور همچنین ثابت کرد حجاب اسلامی مانعی برای پیشرفت علمی، حرفهای و اجتماعی زنان نیست، بلکه برعکس میتواند در کنار رشد و بالندگی آنان قرار گیرد.
وی تصریح کرد که زن ایرانی امروز نمونهای روشن و درخشان از زن مسلمان است؛ الگویی که به آن افتخار میشود و شایسته تقدیر و ستایش است.
"فاطمه الحسینی" در ادامه به دلیل توجه زنان دیگر کشورهای محور مقاومت به زن ایرانی پرداخت و اظهار داشت که در جریان جنگ، زنان ایرانی به میدان آمدند، در خیابانهای ایران حضور یافتند و در صحنه مقاومت مردمی نقشآفرینی کردند.
وی افزود که آنان در راهپیماییها و تجمعات حضور فعال داشتند، به تقویت روحیه مردم پرداختند، روحیه انقلاب، ایستادگی و عزت را ترویج کردند، به نیروهای ایرانی مدافع میهن انگیزه و امید بخشیدند، از وحدت ملی پاسداری کردند و با سخنان و مواضع خود الهامبخش زنان دیگر کشورهای محور مقاومت شدند.
"الحسینی" در ادامه با اشاره به تجربه شخصی خود گفت که بهعنوان یک زن لبنانی، بسیار تحت تأثیر سخنان زنان ایرانی قرار گرفته است؛ زنانی که در جریان تظاهرات و اجتماعات مختلف، پیامهای شفاهی برای مردم لبنان فرستادند و اعلام کردند که ایران در کنار آنان است، دلهایشان با مردم لبنان است و خود را همراه و پشتیبان آنان میدانند.
وی همچنین یادآور شد که هرگز فراموش نمیکند در جنگ پیشینی که رژیم صهیونیستی علیه لبنان به راه انداخت، زنان ایرانی چگونه در بسیاری از شهرها و مناطق ایران در صفهای طولانی ایستادند و هر آنچه در اختیار داشتند برای حمایت از مقاومت اهدا کردند.
به گفته او، برخی از این زنان طلا و زیورآلات خود را بخشیدند و حتی بعضی از آنان حلقه ازدواجشان را نیز تقدیم کردند.
"الحسینی" تأکید کرد که این صحنهها برای او بسیار تأثیرگذار بوده و هنوز به یاد دارد که هنگام مشاهده آن تصاویر اشک ریخته است.
وی افزود که احساس همدلی، فداکاری و همراهی زنان ایرانی در آن روزها تأثیری عمیق بر او و بسیاری از زنان دیگر در کشورهای محور مقاومت گذاشته است.
در بخش دیگری از این گفتوگو، این نویسنده و پژوهشگر لبنانی به برجستهترین ویژگیهای زن ایرانی که الهامبخش زنان جهان اسلام است پرداخت و ضمن درود فرستادن به زنان ایرانی، آنان را مصداق کامل زنان مقاوم توصیف کرد.
وی گفت زن ایرانی در عرصههای مختلف اجتماعی و فرهنگی حضوری فعال و مؤثر دارد و از استحکام شخصیت، پایداری و ارادهای قوی برخوردار است.
"الحسینی" افزود که ویژگی برجسته زن ایرانی این است که در عین استواری و صلابت، از عاطفهای عمیق و نیرومند نیز بهرهمند است؛ همان ویژگیای که از خصوصیات بارز ملت ایران به شمار میرود.
وی خاطرنشان کرد که زن ایرانی در فعالیت، پویایی و حضور در همه میدانها الهامبخش است و الگویی ارزشمند برای دیگر زنان به شمار میآید.
"الحسینی"همچنین با اشاره به سطح بالای آگاهی و بصیرت زنان ایرانی گفت که جبهه دشمن امید زیادی بسته بود که زنان ایرانیِ بدون حجاب به عامل ایجاد آشوب داخلی و مقابله با نظام اسلامی تبدیل شوند و نقش مهمی در شکلگیری فتنههای داخلی ایفا کنند.
اما به گفته وی، آنچه در عمل رخ داد کاملاً برخلاف انتظار آنان بود و بسیاری از این زنان نهتنها در برابر نظام قرار نگرفتند، بلکه در برابر تجاوز آمریکا و اسرائیل از کشور خود حمایت کردند و در کنار نظام اسلامی ایستادند؛ این زنان در استقامت و اقتدار ایران سهم داشتند و حقیقتاً برای بسیاری از ناظران نیز شگفتیآفرین بودند و تصویری مثبت و امیدوارکننده ارائه کردند.
"فاطمه الحسینی" در ادامه سخنان خود به صحنههایی اشاره کرد که سالها پیش از بازگشت بقایای پیکر برخی از شهدای ایرانی مشاهده کرده بود؛ شهیدانی که سالهای طولانی مفقودالاثر بودند و پس از گذشت دههها، بقایای پیکر آنان شناسایی و به خانوادههایشان بازگردانده شد.
وی با تأثر از آن خاطرات گفت که هرگز تصویر آن مادر سالخورده را فراموش نمیکند؛ مادری که بیتردید سالهای طولانی، شاید سی سال یا چهل سال و حتی بیشتر را در انتظار خبری از فرزندش سپری کرده بود و همواره با داغ فراق و بیخبری زندگی کرده بود.
"الحسینی" توضیح داد که هنگامی که بقایای پیکر فرزند آن مادر به او رسید، تنها استخوانی از پیکر فرزندش را در دست گرفت و با تمام عشق و احترام آن را بوسید.
وی تأکید کرد که این صحنه با همه درد و اندوهش، سرشار از وقار، صبر و استقامت بود و آن مادر سالخورده خود تجسمی آشکار از بردباری و استواری به شمار میرفت.
این نویسنده و پژوهشگر لبنانی افزود که آن مادر مصداق روشن سخنی بود که فرمانده شهید درباره مادران شهدا بیان کرده بود:«سلام و درود خدای توانا و مهربان بر دلهای صبور و پرظرفیت مادرانی که پس از هجرت جگرگوشگان عزیزشان، به نشانهای از پیکر پاک آنان دل بستند و حتی به همان نیز دست نیافتند؛ و با این همه، با شکیبایی و صبوری خود نقشی بینظیر و استثنایی از خود بر جای گذاشتند.»
"الحسینی" در ادامه به یکی دیگر از جلوههای شجاعت زنان ایرانی اشاره کرد و گفت زن ایرانی در عرصه شجاعت نیز الهامبخش است.
وی در این زمینه از سحر امامی یاد کرد و برای او درود فرستاد و اظهار داشت که او زنی است که به تعبیر رایج، به اندازه هزار مرد است و نهتنها برای زنان، بلکه برای مردان نیز به نمادی از استقامت و پایداری تبدیل شده است.
"الحسینی" خاطرنشان کرد که همه میدانند حفظ آرامش و تسلط بر خود در شرایطی که مکانی در حال بمباران است، آوار و ویرانی در برابر چشمان انسان فرو میریزد و خطر در هر لحظه وجود دارد، تا چه اندازه دشوار است؛ با وجود چنین شرایطی، سحر امامی توانست آرامش و خونسردی خود را حفظ کند، به رسالت رسانهای خویش ادامه دهد و از همان لحظات حساس و تأثیرگذار برای رساندن پیام حق بهره ببرد.
به گفته او، صدای این بانوی رسانهای توانست از مرزها عبور کند و به ذهنها و دلهای بسیاری از مردم راه یابد.
"الحسینی" در پایان این گفتوگو با اشاره به آینده زنان محور مقاومت اظهار داشت که معتقد است زن ایرانی و بهطور کلی همه زنان محور مقاومت، پس از این جنگ و در شرایط جدیدی که پدید آمده است، بیش از گذشته تواناییها و ویژگیهای ارزشمند خود را آشکار خواهند کرد.
وی ابراز امیدواری کرد که در آینده جلوههای بیشتری از این ظرفیتها، فضیلتها و توانمندیها نمایان شود و زنان محور مقاومت همچنان در عرصههای مختلف نقشآفرین، الهامبخش و اثرگذار باقی بمانند.
این نویسنده و پژوهشگر لبنانی تأکید کرد که آنچه امروز در ایران و سایر کشورهای محور مقاومت مشاهده میشود، تنها بخشی از ظرفیت عظیمی است که زنان این جوامع در اختیار دارند و تجربه سالهای اخیر نشان داده است که آنان در بزنگاههای حساس تاریخی، نقشهایی فراتر از انتظار ایفا کردهاند.
وی در جمعبندی سخنان خود بار دیگر بر اهمیت نبرد روایتها، نقش تعیینکننده آگاهی و تبیین در مقابله با جنگ رسانهای و فکری، جایگاه محوری زنان در حفظ و استمرار جریان مقاومت، و همچنین تأثیر عمیق زنان ایرانی در ارائه تصویری جدید از زن مسلمان تأکید کرد.
"الحسینی" خاطرنشان ساخت که زنان نهتنها در حوزه خانواده و تربیت نسلها، بلکه در عرصههای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، رسانهای و حتی در شرایط دشوار بحران و جنگ نیز توانستهاند مسئولیتهای بزرگی را بر عهده بگیرند و با صبر، آگاهی، ایستادگی و فداکاری خود به یکی از مهمترین پشتوانههای جوامع اسلامی تبدیل شوند.
وی در پایان تصریح کرد که تجربه سالهای گذشته نشان داده است هر جا زنان با بصیرت، ایمان، آگاهی و مسئولیتپذیری در صحنه حضور داشتهاند، جامعه از استحکام بیشتری برخوردار شده و توانسته است در برابر فشارها، تهدیدها و جنگهای گوناگون ایستادگی کند.
به باور "فاطمه الحسینی"، آینده نیز شاهد نقشآفرینی گستردهتر زنان، بهویژه زنان ایرانی و زنان محور مقاومت، خواهد بود و این ظرفیت بزرگ انسانی همچنان در مسیر آگاهیبخشی، حفظ هویت، تقویت امید و پایداری جوامع اسلامی ایفای نقش خواهد کرد.
گفت و گو: معصومه فروزان