به گزارش
اسلام تایمز، پدیدار شدن انقلاب اسلامی در جغرافیای سیاسی غرب آسیا، فراتر از یک تغییر ساختار بومی، سرآغاز یک چرخش گفتمانی بزرگ در نسبت میان «دین» و «قدرت» بود. در میان تمامی نظریههای رایج جامعهشناسی سیاسی که زوال دینداری را پیشفرض مدرنیته میدانستند، نهضتی پا به عرصه گذاشت که مصلحت جامعه را به هدایت الهی و فقه پویای شیعی گره زد. با این حال، تداوم، تثبیت و نهادینهسازی چنین الگویی پس از عصر بنیانگذاری، نیازمند یک رهبری جامعالاطراف بود؛ رهبری که بتواند آرمانهای اصیل فکری را در کوران بحرانهای عینی، تحریمهای فلجکننده و توطئههای پیچیده سخت و نرم، به ساختارهای پایدار حکومتی و خوداتکایی همهجانبه تبدیل کند.
در پهنه این مسیر پر فراز و نشیب، آنچه نظام استکبار جهانی همواره از درک آن عاجز مانده، ماهیت «شهادت» در مکتب اهلبیت علیهمالسلام است. در اندیشه مادی غرب، فقدان فیزیکی رهبران ارشد به معنای پایان یک جریان یا فروپاشی یک ساختار تلقی میشود؛ اما در منظومه فکری شیعی، خون شهید نه یک نقطه پایان، بلکه یک عامل پیشران، بیدارگر و تجدیدکننده حیات سیاسی جامعه است. شهادت عالیترین مقامات یک نظام، فراتر از ابعاد عاطفی، به عنوان یک کنش راهبردی عمیق، صفبندیهای منطقهای را شفافتر کرده، ظرفیت جبهه مقاومت را به هم پیوند میدهد و با تولید همبستگی ملی، بسترهای لازم را برای رویش نسلهای جدیدی از مدیران و کادرسازان تراز اول انقلاب فراهم میسازد.
مصاحبه پیش رو با "شیخ حسن البغدادی"، عضو شورای مرکزی حزبالله لبنان، از همین زاویه دید کلان به واکاوی سیره فکری و عملی رهبری پرداخته است که توانست با تکیه بر اجتهاد ژرف و بینش نافذ سیاسی، ایران را به یک قدرت بلامنازع در معادلات جهانی تبدیل کند. این گفتگو با نگاهی تبیینی، ابعاد فرامرزی شهادت، استمرار پویای خط ولایت، و تبدیل شدن یک اندیشه فقهی به منشوری ماندگار برای بیداری ملتها را به تصویر میکشد.
تبلور حکمت، استواری و نگاه راهبردی در الگوی بیبدیل رهبری
"شیخ حسن البغدادی" عضو شورای مرکزی حزبالله لبنان، در گفتگو با «
اسلام تایمز» در واکاوی ابعاد شخصیتی مقام معظم رهبر شهید، به تشریح این موضوع پرداخت که تا چه اندازه میتوان این شخصیت والامقام را الگویی جامع از رهبری دانست که در آن حکمت، استواری و نگاه راهبردی به عالیترین شکل در کنار یکدیگر جمع شده است؛ و در این زمینه به نقل سخن ارزشمندی از مرحوم "هاشمی رفسنجانی"، از شخصیت های سیاسی ایران پرداخت که وقتی از ایشان درباره نظرشان نسبت به رهبری سؤال شد، صراحتاً اعلام کرده بودند: «من اعتقاد ویژهای به آیتالله سید خامنهای دارم؛ زیرا ایشان پس از امام خمینی، شایستهترین فرد برای رهبری انقلاب هستند.»
"شیخ حسن البغدادی" با تأکید بر اینکه خود نیز همواره همین باور راسخ را داشته، این سخن را کاملاً دقیق و واقعبینانه خواند و افزود آیتالله شهید "سید علی خامنهای" شایستهترین فرد برای رهبری انقلاب، هدایت ایران و تداوم این مسیر نورانی بود که توانست حلقه پیوند مستحکمی میان آنچه امام خمینی (ره) بنیان نهاده بود و آنچه برای رهبر شهید به میراث گذاشته شد، باشد و موفق شد اصول و مبانی پایهگذاری شده توسط امام راحل را در ایران تثبیت کند، آنها را به زیبایی تبیین و تشریح نماید، این مسیر مبارک را استمرار بخشد و تودههای مردم را برای تحقق این آرمانها به میدان بیاورد؛ تا آنکه پس از رحلت خود، این میراث عظیم را به رهبر دیگری، یعنی آیتالله "سید مجتبی خامنهای"، سپرد؛ شخصیتی که به خواست الهی، نسخهای تمامعیار از پدر خود، رهبر شهید، خواهد بود و توانایی کامل دارد که همان راه را ادامه داده و اصول و ثوابت استوار رهبر شهید را با همان صلابت حفظ کند و دنبال نماید.
عضو شورای مرکزی حزب الله لبنان بر همین اساس تأکید کرد که رهبر شهید بهترین، کاملترین و شایستهترین الگوی رهبری حکیمانهای است که حکمت، پایداری بر مواضع و نگاه راهبردی را در خود جمع کرده بود؛ چرا که ایشان مصلحت ایران، مصلحت دین، مصلحت اسلام و ابعاد راهبردی بنیان انقلاب را بهخوبی میشناخت و از خطرات و نقشههای شوم غرب در منطقه غرب آسیا آگاهی کامل داشت. ازاینرو، این رهبر فرزانه در تمامی سخنرانیها، پیامها و مواضع خود، همواره نسبت به توطئههای آمریکا، رژیم صهیونیستی، منافقان و غربِ کافر و وحشی هشدار میداد؛ غربی که شب و روز در تلاش است تا به منطقه و سرزمینهای اسلامی آسیب برساند، ثروتهای آنان را به غارت ببرد و دین، اسلام و مکتب اهلبیت علیهمالسلام را هدف قرار دهد؛ این همان رهبری بود که همه این عرصههای پیچیده را هدایت کرد و توانست مسئولان و مدیرانی را که در ایران یکی پس از دیگری بر سر کار آمدند، به پیش ببرد و راهبری کند؛ نقشآفرینی عظیمی که هرگز به مرزهای ایران محدود نماند، بلکه سراسر منطقه را دربر گرفت.
پیوند وثیق اندیشه دینی و بینش سیاسی در سیره حاکم عادل
این مقام ارشد حزبالله در ادامه تبیین سیره فکری رهبر معظم، ارایه الگویی که میان اندیشه دینی و بینش سیاسی جمع میکند را امری کاملاً طبیعی برای ایشان دانست؛ چرا که آیتالله شهید "خامنهای" صرفاً یک شخصیت وابسته به یک مقطع زمانی خاص یا یک چهره سیاسی متعارف نبود، بلکه پیش از هر چیز، شخصیتی دینی، مجتهدی بزرگ و فقیهی ژرفاندیش برخاسته از حوزههای علمیه بود که مصالح دین و احکام الهی را در عالیترین سطح درک میکرد.
وی خاطرنشان کرد که ایشان در عین حال، شخصیتی مقتدر در عرصه سیاست بود که بینش, اندیشه و راهبردهای روشن سیاسی داشت؛ پشتوانهای که با تکیه بر دو دوره ریاست جمهوری، امامت جمعه تهران و ایفای نقش به عنوان نماینده امام خمینی (ره) در عرصههای گوناگون صیقل یافته بود.
بنابر تحلیل شیخ "حسن البغدادی"، رهبر معظم و شهید جمهوری اسلامی ایران از خلأ به این پایگاه نرسید، بلکه با پشتوانهای غنی از میراث علمی، سیاسی و اجتماعی این مسئولیت را بر عهده گرفت و از تجربهای گسترده در مسائل جامعه برخوردار بود. امتیاز برجسته این فقیه صاحبنظر در این بود که مبانی فقهی و نظریههای سیاسی را تنها در سطح ذهن نگاه نداشت، بلکه آنها را در میدان عمل و در واقعیت جامعه ایران به اجرا گذاشت و تجربه کرد و با بخشیدن پشتوانه دینی به انقلاب و اعطای قدرت و استحکام سیاسی به آن، مسیر استمرار انقلاب را هموار ساخت؛ چرا که ما اساساً بر این باوریم که سیاست، عین دیانت است و جدایی میان آنها، نقشه دشمنان برای دور نگه داشتن عالمان دین از اداره جامعه بر پایه ارزشهای الهی بوده است. این انقلاب نمونهای درخشان از حاکم عادل را به نمایش گذاشت که ساختار قدرت را در دو بعد فقهی و سیاسی هدایت میکند.
نقش رهبری در تقویت استقلال، خوداتکایی و خنثیسازی تحریمها
شیخ "حسن البغدادی" با اشاره به محور استقلال و خود اتکایی تصریح کرد که رهبران ایران از همان نخستین روزهای پیروزی انقلاب، بهخوبی از خطرات محیطی آگاه بودند و میدانستند قدرتهای استکباری هرگز این انقلاب را به حال خود رها نخواهند کرد. در آغاز، جریان نفاق در جایگاههای مدیریتی تلاش کرد انقلاب را منحرف کند، اما با ناکامی آنان، دشمنان به تحمیل هشت سال جنگ نظامی و سپس سالها جنگ نرم روی آوردند و در نهایت آمریکا مستقیماً وارد میدان شد. اما امام خمینی (ره) و سید "علی خامنهای شهید"بهخوبی واقف بودند که این انقلاب بر اثر تصادف شکل نگرفته، بلکه به برکت عنایات حضرت صاحبالعصر و الزمان (عج) به پیروزی رسیده است؛ لذا باید بر پایه استقلال و خوداتکایی استوار میشد. به همین دلیل، از همان آغاز، از مردم خواستند با قناعت و تحمل دشواریها بپذیرند که بخش بزرگی از بودجهها و امکانات کشور باید صرف تقویت ایران در عرصههای نظامی، رسانهای، فرهنگی و فکری شود تا نسلهایی از مدیران، جوانان و بانوان کارآمد برای استمرار انقلاب پرورش یابند. این مسیرِ پر از صبر و استقامت با پشتیبانی ملت بزرگ ایران هموار شد و سبب گردید که تحریمها و محاصرههای اقتصادی استکبار به اهداف خود دست نیابد؛ چرا که رهبر معظم شهید در عمل بنیانهایی صحیح، استوار و واقعی در عرصههای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی پایهگذاری کرد تا بتوان در برابر تهدیدها ایستادگی نمود.
ماندگاری میراث فکری رهبر شهید به عنوان منشور نسلهای جدید
عضو شورای مرکزی حزبالله در ارزیابی میراث فکری رهبر معظم تاکید کرد که رهبر، تنها با جسم خود از میان ما میرود، اما اندیشه، مبارزه و راه او باقی خواهد ماند؛ همانگونه که امیرالمؤمنین علی (ع) فرمودند دانشمندان تا روزگار باقی است، باقیاند و آثارشان در دلها زنده است. حال اگر این عالم، شخصیتی باشد که طی دهها سال معارف مکتب اهلبیت (ع) را در حوزههای فقهی، فکری، اعتقادی، سیاسی، تاریخی و اجتماعی تدوین کرده و نسلهای متعددی را پرورش داده باشد، میراث او بسیار فراتر و ماندگارتر خواهد بود.
شیخ "حسن البغدادی" وظیفه امت و نخبگان را گردآوری و ساماندهی این میراث عظیم به عنوان درسی حقیقی برای نسلهای آینده دانست و تاکید کرد این میراث ارزشمند به دست فرزند بزرگوارش، "سید مجتبی"، و با پاسداری جمهوری اسلامی و همیاری علما و رهبران جهان اسلام استمرار خواهد یافت تا به عنوان منشور و دستورالعملی در عرصههای گوناگون، جامعه را از صرف تلاشهای فراوان برای دستیابی به تجربهها بینیاز کند.
فرامرزی شدن بازتاب شهادت؛ تجلی اقتدار جهانی ایران و رویارویی با دشمن
این عالم برجسته مقاومت در تحلیل ریشههای فرامرزی شدن بازتاب شهادت آیتالله "خامنهای" تبیین کرد که منزلت والای رهبر معظم در جهان عرب و اسلام و نفوذ راهبردی ایران به عنوان پیشگام مسلمانان در اداره حکومت، عامل اصلی این بازتاب گسترده در منطقه و جهان بود. افزون بر این، قدرت مقتدرانه ایران که پس از دو جنگ اخیر با آمریکا و رژیم صهیونیستی بیش از پیش آشکار شد، در کنار شکلگیری راهبرد هوشمندانه «وحدت میدانها»، ایستادگی جبهههای مقاومت، حملات موشکی چندباره ایران به اسرائیل و آمادگی قاطع برای ورود به هر نبرد احتمالی آینده، همگی موجب شد ایران الگویی پیشرو در جهان باشد. بنابراین، مراسم تشییع تاریخی او نقطه تکامل این پیروزیها بود و این موج واکنشها نشان داد که شهادت با اقتدار بینالمللی ایران پیوند خورده است؛ ایرانی که امروز صراحتاً چهارمین یا پنجمین قدرت بزرگ جهان است و در معادلات بینالمللی وزن ویژهای دارد. تشییع رهبر کشوری با این عظمت که دهها سال در مسیر بیدارسازی ملتها تلاش کرده، طبیعی است که از مرزها فراتر رود.
شیخ "حسن البغدادی" با واکاوی آثار این ضایعه، اگرچه آن را خسارتی سنگین و جبرانناپذیر برای جهان اسلام دانست، اما تأکید کرد آنچه از سنگینی این مصیبت میکاهد، تحقق آرزوی دیرینه خودِ رهبر شهید برای نیل به فیض شهادت در سالهای کهنسالی بود؛ رفتنی سرافرازانه در وسط میدان جهاد و عرصه خدمت که بسیار برتر از مرگ در بستر بیماری است.
وی در تشریح برکات وضعی این رویداد یادآور شد که تجلی شخصیت فرزند باکفایتشان، آیتالله "سید مجتبی"، در ادامه این مسیر و همچنین بیداری غافلانی که پیشتر به عظمت انقلاب توجه نداشتند، از برکات عظیم این شهادت است. این رهبر شجاع میتوانست از دید دشمنان پنهان شود، اما در دفتر خود ماند تا آغشته به خون خویش و همانند جد بزرگوارش امام حسین (ع) در میدان مبارزه به لقاء پروردگار بشتابد. این ایثار بینظیر، روحیه مجاهدان را تقویت کرد، توانها را پیوند داد و میان ملت همبستگی ایجاد نمود.
شیخ "حسن البغدادی" در پایان خاطرنشان ساخت شهادتی که دشمنان میخواستند آن را مقدمه سقوط نظام، فروپاشی انقلاب و از هم گسیختگی کشور قرار دهند، به عامل وحدت، استواری، خیزش، انسجام، تجدید حیات و رویارویی مقتدرانه با استکبار تبدیل شد.
وی سخنان خود را با این دعا به پایان برد که خداوند متعال او را مشمول رحمت واسعه خویش قرار داده و در عالیترین درجات بهشت، در اعلی علیین و در جوار پیامبر اکرم (ص) و خاندان پاکش محشور فرماید.
گفت و گو: معصومه فروزان