به گزارش
اسلام تایمز، جایگاه بیبدیل رهبری اندیشمند و تأثیرگذار در هدایت جریانهای فکری و مبارزاتی معاصر، همواره یکی از محورهای کلیدی در تحلیلهای ژئوپلیتیک جهان اسلام بوده است. در این میان، بررسی ابعاد استراتژیک، شخصیت معنوی و ارثیه پایدار فرماندهانی که فراتر از مرزهای جغرافیایی و مذهبی، هویت امت اسلامی را بازتعریف کردهاند، پنجرهای نو به سوی درک تحولات غرب آسیا میگشاید؛ به ویژه زمانی که این بیداری فکری و میدانی از زبان مجاهدان و اندیشمندان برجسته منطقه روایت شود که خود در متن این مبارزه تاریخی علیه هژمونی استکبار حضور دارند. گفتگو با این شخصیتها، نه تنها ابعاد عمیق خودکفایی و پایداری را روشن میسازد، بلکه افقهای آینده منطقه را در بستر گذار به نظم مستقل بومی تبیین میکند.
"صابر ابومریم" در مصاحبه با «
اسلام تایمز» تبیین کرد که این حماسه استراتژیک، با درهمشکستن ترس روانی از استکبار و تبدیل محور مقاومت به یک کلاننظریه فکری و ساختار خودکفا، نبرد آزادی فلسطین و پایان دادن به سلطه استعماری در غرب آسیا را وارد مرحله سرنوشتساز و نهایی کرده است.
اصالت فکری، نفوذ منطقهای و الگوی ولایت فقیه
دبیرکل مؤسسه فلسطین در پاکستان در بخش نخست این مصاحبه که به بررسی میزان و ریشههای تأثیرگذاری شخصیت قائد شهید بر آگاهی فکری و سیاسی غرب آسیا و جهان اسلام اختصاص داشت، تبیین کرد که تأثیر شخصیت قائد شهید، "آیتالله سید علی خامنهای" در آگاهی عمومی، فکری و سیاسی منطقه و به ویژه در غرب آسیا و جهان اسلام، مسئلهای گذرا یا زاییده مصادفه و اتفاق نیست؛ بلکه پشتوانه آن، چندین دهه نگاه ثابت، جهاد عملی و راهبرد استوار است؛ چرا که عوامل فکری و واقعیتهای بنیادینی در کنار هم قرار گرفتهاند که از شخصیت ایشان، چهرهای فوقالعاده تأثیرگذار ساخته است. بزرگترین علت نفوذ و تأثیرگذاری ایشان به گفتمان مقاوم و تسلیمناپذیرشان بازمیگردد؛ چرا که همواره بدون هیچگونه تبعیض مذهبی یا طایفهای از ملتهای مظلوم منطقه در فلسطین، لبنان و یمن دفاع کردند و همین امر، ایشان را به عنوان یک رهبر اسلامی جهانی و نه یک رهبر قومی یا مذهبی سنتی معرفی کرد. همچنین موضع ثابت و سازشناپذیر ایشان در برابر آمریکا و اسرائیل، آن هم با وجود فشارهای بینالمللی، تحریمهای اقتصادی و تهدیدهای نظامی، الهامبخش میلیونها تن از فرزندان منطقه است که از نظام استعماری و دخالتهای خارجی به ستوه آمدهاند.
وی در ادامه تشریح ابعاد فکری این فرماندهی در گفتگو با خبرنگار ما افزود که ایشان محور مقاومت در منطقه را از یک اتحاد نظامیِ صرف به یک بدنه عقیدتی و استراتژیک تبدیل کرد و تصمیمات ایشان در پیچیدهترین بحرانهای عراق، سوریه، لبنان و یمن، موازنه جیوسیاسي منطقه را تغییر داد؛ رویکردی که حتی مخالفان سیاسیاش نیز به آن معترفند، چرا که ملتهای منطقه به ایشان به عنوان رهبری ژرفاندیش و باپروا مینگرند که حتی در تاریکترین بحرانهای بینالمللی مانند موج داعش یا محاصره اقتصادی، خونسردی و تسلط خود را از دست نداد، بلکه با نگاهی استراتژیک و بلندمدت رو به جلو گام برداشت. ایشان تنها یک رهبر سیاسی نیست، بلکه فقیهی عالیرتبه، مفسر و اندیشمند است و توانمندی ایشان در سخنرانیها و نگاشتههایشان برای گره زدن مفاهیم قرآنی به چالشهای سیاسی معاصر، نسل جوان و طبقه روشنفکر را به خود جذب میکند؛ همانطور که مطالعات گسترده ایشان در ادبیات، تاریخ، شعر و سیاست جهانی، شکوه و عمق ویژهای به گفتارشان میبخشد که به آگاهی فکری شنونده، جهت جدیدی ارایه میدهد.
این تحلیلگر برجسته منطقه در تبیین وجه تمایز اخلاقی ایشان نسبت به سایر حاکمان دنیا یادآور شد که در روزگاری که بیشتر رهبران سیاسی جهان در تجملات و رفاه زندگی میکنند، زندگی به غایت ساده و زاهدانه ایشان، ابهت اخلاقی و تأثیر معنویشان را حفظ کرد و این زهد، جایگاه ایشان را نزد تودهها به عنوان رهبری امین و پاکباخته، مستحکم میسازد؛ همچنین بعد روحی و معنوی شخصیت ایشان، این یقین را در دلهای مردم ایجاد میکند که تصمیماتشان بر پایه اصول ایمانی، شجاعت و شهامت استوار است و از منافع مادی زودگذر فرسنگها فاصله دارد.
"ابومریم" با تکیه بر دستاوردهای عینی این رویکرد خاطرنشان کرد که ایشان همواره کشورهای اسلامی را به «اعتماد به نفس» و «اتکای فکری و علمی به خود» فراخواند و الگویی که در پیشرفت تکنولوژیک، دفاعی و علمی با وجود محاصره ارائه داد، به مثابه سرمشقی برای ملتهای بیدار منطقه است. جذابیت شخصیت سید علی خامنهای تنها از داشتن قدرت سرچشمه نمیگیرد، بلکه بر پایه ثبات اصولی ایشان که برخاسته از حکمت و صلابت، موضع استوار در برابر استکبار جهانی و حمایت بیقید و شرط از مستضعفان جهان است، در آگاهی سیاسی و فکری منطقه نقش بسته است؛ پس ایشان نمادی از رهبری است که نظریه را در واقعیتِ عمل و میدان مجسم میکند.
این مصاحبه در ادامه با محوریت همگرایی دین و سیاست و پیادهسازی نظام حکومتی به نقل از این اندیشمند پاکستانی میافزاید که قائد شهید، آیتالله سید علی خامنهای در ارائه یک الگوی رهبری بینظیر و ایدهآل موفق شد؛ زیرا دین و سیاست در نگاه ایشان دو جزیره جدا از هم نبودند، بلکه دو روی یک حقیقت بودند که از طریق آن توانست اصول اسلامی را به عنوان یک قدرت عملی برای حل چالشهای سیاسی پیچیده در عصر جدید ارائه دهد. رمز موفقیت ایشان در این بود که دین را تنها در عبادات فردی یا در میان دیوارهای مساجد محصور نکرد، بلکه آن را موتور محرک عدالت اجتماعی، ایستادگی در برابر استکبار جهانی و ساختن نظام حکومتی قرار داد و پایبند ماند و ثابت کرد که یک رهبر دینی حقیقی میتواند موازنه جیوسیاسي جهان معاصر و جزئیات روابط بینالملل را بسیار بهتر از هر سیاستمدار دنیوی درک کند.
وی در همین پیوند تأکید کرد که ایشان مفهوم «ولایت فقیه» را از چارچوب یک ساختار عقیدتی به یک الگوی موفق برای اداره کشور منتقل کرد؛ الگویی که در آن از یک سو به ارزشهای قرآنی، تقوا، زهد و فرمانهای الهی پایبندی وجود دارد و از سوی دیگر با تمام قدرت برای پاسخگویی به نیازهای مدرن مانند علوم، فناوری، خودکفایی دفاعی و اتحادهای استراتژیک تلاش میشود. نگاه سیاسی ایشان برای رویارویی با بحرانهای منطقه، به ویژه قضیه فلسطین و توطئههای استعماری، همواره هدایتهای خود را از اخلاق دینیشان میگرفت و به همین دلیل هیچگاه برای به دست آوردن دستاوردهای مادی زودگذر در دام سازش نیفتاد؛ این آمیختگی و هماهنگی بینظیر میان هویت ایمانی و تدبر عمیق سیاسی همان چیزی بود که ایشان را به محافل فکری و تودههای مردم در سراسر جهان به عنوان رهبری جامع معرفی کرد که سیاستش عین دینش و دینش عین سیاستش بود.
مدیریت بحرانها، پایداری استراتژیک و خودکفایی بومی
در ادامه این گفتگو، هنگامی که از دبیرکل مؤسسه فلسطین در پاکستان در خصوص شیوه متفاوت مدیریت بحرانها توسط قائد شهید و مصادیق تاریخی آن نظیر بحران سوریه در سال ۲۰۱۱ یا اشغالگریهای سال ۲۰۰۳ آمریکا صحبت به میان آمد، وی برای خوانندگان
اسلام تایمز تشریح کرد که متمایزترین جنبه در فرماندهی قائد شهید، "آیتالله سید علی خامنهای" در این نهفته است که ایشان بحرانها را با شیوهای متفاوت از سیاستهای سنتی و با تکیه بر اصول صلابت استراتژیک و پیوند مردمی مدیریت کرد. مقاطع بزرگ تاریخی و دگرگونیهای منطقهای گواهی میدهند که برخی از ویژگیهای برجسته رهبری ایشان، مسیر منطقه را تغییر داده است و این مزیتهای درخشان رهبری، در پرتو حقایق و وقایع تاریخی، دوچندان و متکثر میشوند.
"ابومریم" با یادآوری هوشمندی ایشان در فتنه شام گفت که توانایی پیشبینی تحولات آینده در زمان بحرانها از برجستهترین ویژگیهای ایشان بود؛ در سال ۲۰۱۱ میلادی هنگامی که بحران سوریه آغاز شد و گمان غالب قدرتهای جهانی و بیشتر کشورهای منطقه بر این بود که دولت دمشق ظرف چند هفته کوتاه سقوط خواهد کرد، سید علی خامنهای در آن زمان تصمیمی شجاعانه و استراتژیک اتخاذ کرد؛ چرا که به آن تنها به عنوان یک جنگ داخلی نگاه نکرد, بلکه آن را یک توطئه بینالمللی برای تقسیم منطقه و فروپاشی محور مقاومت دانست. بر پایه این نگاه تیزبینانه، مأموریت دفاع از مقاومت به شهید قاسم سلیمانی واگذار شد؛ امری که بعداً نه تنها به نجات سوریه و عراق از تجزیه انجامید، بلکه به نابودی تنظیم داعش که از خطرناکترین گروههای تروریستی جهان به شمار میرود منجر شد و نقشه جغرافیایی کل منطقه را تغییر داد.
این مقام مسئول پاکستانی در توصیف صراحت ایستادگی در برابر هژمونی غرب بیان داشت که پایداری و ایستادگی بر مواضع اصولی خود با وجود شدیدترین فشارهای بینالمللی و تهدیدهای نظامی، از دیگر ویژگیهای برجسته ایشان بود؛ در سال ۲۰۰۳ میلادی هنگامی که آمریکا عراق و افغانستان را اشغال کرد، ایران از همه سو در محاصره نیروهای آمریکایی قرار گرفت و بسیاری از جریانهای داخلی و ناظران بینالمللی تحت تأثیر فشارها، پیشنهاد عقبنشینی در برابر آمریکا را میدادند، اما سید علی خامنهای بدون اینکه هیچگونه ترسی از خود نشان دهد، روحیه عزم و امید را در دلهای نیروها و ملت خود دمید، دفاع نظامی را تقویت کرد و قاطعانه تن دادن به سلطه آمریکا را رد کرد؛ و روزگار ثابت کرد که آمریکا در تحقق اهداف سیاسی بلندمدت خود در این منطقه ناکام ماند.
وی در خصوص انتقال فناوریهای پیشرفته به بدنه مقاومت تشریح کرد که ایشان میدانست که برای رویارویی با تهدیدهای خارجی نمیتوان به دیگران اعتماد کرد، به همین دلیل به شکل اساسی بر خودکفایی علمی و دفاعی تمرکز کرد؛ و با وجود دههها محاصره اقتصادی و تکنولوژیک ظالمانه، توانست فناوری موشکی، برنامههای پهپادی و صنایع دفاعی را در سطح ملی بسازد و توسعه دهد. این نگاه ایشان تنها به ایران محدود نشد، بلکه این تفکر و توانمندی فنی را به مظلومان لبنان، فلسطین (غزه) و یمن منتقل کرد؛ و ایستادگی امروز غزه و لبنان با تکیه بر توانمندیهای خودگردان خود در برابر مجهزترین قدرتهای نظامی مدرن، میوه همین نگاه اتکا به خود است.
"ابومریم" پیرامون رویکرد فرامذهبی و تقریبی قائد شهید گفت که در منطقهای که طایفهگری همواره به عنوان یک سلاح مورد استفاده قرار گرفته است، رهبری او تصمیماتی فراتر از مرزهای مذهبی اتخاذ کرد؛ به طوری که با وجود شيعی بودن اکثریت در ایران، تحت رهبری "آیتالله سید علی خامنهای" بزرگترین حجم از حمایتهای مادی، سیاسی و نظامی از گروههای مقاومت اهلسنت در فلسطین (مانند حماس و جهاد اسلامی) ارائه شد، همانطور که فتوایی مبنی بر حرمت اهانت به مقدسات اهلسنت صادر کرد تا فرصت شعلهور ساختن فتنه میان مسلمانان را از قدرتهای استعماری بگیرد، و این ویژگی از او رهبری قابل اعتماد در آگاهی تمامی مذاهب اسلامی در درون امت ساخت.
وی با اشاره به تکیه بر نیروی ایمان در بزنگاهها یادآور شد که ایشان بحرانها را با ترازوی مادی یا نظامیِ صرف نمیسنجید، بلکه باور داشت که قدرت حقیقی در اراده و عزم ملتها نهفته است؛ و هرگاه که کشور یا منطقه با شرایط سختی (مانند شدت گرفتن تحریمهای اقتصادی یا شهادت فرماندهان بزرگ) روبهرو میشد، ایشان با سخنرانیهای خود، ناامیدی را در میان تودهها به امید و عزم تبدیل میکرد؛ همانطور که نمط و سبک زندگی زاهدانه و پاکباخته ایشان، این یقین را در دلهای مردم بارور میکرد که رهبرشان تصمیمات را با فرارفتن از منافع شخصی اتخاذ میکند. از این رو آنچه رهبری سید علی خامنهای را متمایز میسازد، آمیختگی میان صداقت عقیده و شجاعت در عمل است؛ چرا که ثابت کرد کمبود امکانات مادی را میتوان با قدرت ایمانی، حکمت استراتژیک و وحدت مردمی جبران کرد و به همین دلیل، گفتار و بیانات ایشان پس از هر بحران بزرگی که منطقه را درمینوردید، با قدرت و صلابت بیشتری آشکار میشد.
خاستگاه عاشورایی مقاومت و تفوق اخلاقی بر محاصره
این مصاحبه در ادامه به بررسی ریشههای عقیدتی پایداری قائد شهید در برابر سیاست «فشار حداکثری» و تأثیر آن بر بازدارندگی نظامی اختصاص دارد؛ جایی که دکتر صابر ابومریم در تحلیل خود برای
اسلام تایمز تبیین کرد که عوامل فکری، سیاسی و استراتژیک عمیقی پشت ایستادگی استوار قائد شهید، "آیتالله سید علی خامنهای" بر مواضعشان با وجود چالشهای مداوم بینالمللی و فشارهای شدید قرار دارد؛ عواملی که به جای محاسبات مادیِ صرف، بر یک نگاه ایمانی و عقیدتی محکم بنیان نهاده شده است؛ چرا که ایشان سیاست را امتداد رسالت پیامبران و حماسه کربلا میدید، جایی که تن دادن به باطل، مرگ فکری و پایداری بر اصول، نصر و پیروزی حقیقی است. در میدان سیاست بینالملل، ایشان هیچگاه برای به دست آوردن دستاوردهای موقت سازش نکرد، بلکه همواره صبر استراتژیک و برنامهریزی بلندمدت را سلاح خود قرار داد؛ و بهترین نمونه آن در دوران فشارهای اقتصادی حداکثری آمریکا تجلی یافت، جایی که عقبنشینی نکرد بلکه برای شکوفایی ظرفیتها و توانمندیهای بومی تلاش نمود و ثابت کرد کسانی که فشارها را اعمال میکردند، خود قربانی بحرانهای داخلی شدند، در حالی که جبهه مقاومت قدرتمندتر و استوارتر از گذشته از آن خارج شد.
دبیرکل مؤسسه فلسطین در پاکستان با تأکید بر ثبات جبهه داخلی افزود که بزرگترین رمز این پایداری، در ایمان راسخ ایشان به قدرت معنوی ملت خود و توانمندیهای بومیشان به جای اعتماد به قدرتهای خارجی نهفته بود و به فضل همین رویکرد، در زمان بحرانها ناامیدی را از طریق سخنرانیهای خود در میان تودهها به امید و عزم تبدیل میکرد و به همین دلیل، محور داخلی با وجود شدیدترین حالات محاصره و دشمنی، شاهد هیچگونه انشقاق یا تشتتی نبود. ایشان برای تجسم بخشیدن به این عزم عقیدتی در واقعیتِ عمل، الگویی کاربردی از اقتصاد مقاومتی و خودکفایی دفاعی ارائه داد؛ به طوری که در سایه آن و با وجود سختترین تحریمهای علمی، فناوری موشکی و پهپادی به سطحی والا رسانده شد که قدرتهای جهانی را مجبور ساخت پیش از آنکه نامی از تجاوز نظامی بر زبان آورند، صدها بار به آن بیندیشند. ایشان این نگاه را تنها به کشور خود محدود نساخت، بلکه آن را به مظلومان فلسطین و لبنان منتقل کرد و با پایداری و صلابت خود، از مرزهای جغرافیایی، مذهبی و قومی فراتر رفت تا آن را به یک نگاه جهانی تبدیل کند که به ایشان تفوقی اخلاقی در سطح بینالمللی بخشید؛ تفوقی که در برابر آن، تمام پروپاگاندا و کمپینهای دروغین دشمنان همواره درهمشکست.
در جریان بررسی تجربه مدیریتی سیساله و ایجاد بازدارندگی، این اندیشمند پاکستانی تصریح کرد که میتوان قائد شهید، "آیتالله سید علی خامنهای" را نمونهای ایدهآل و متکامل از رهبری دانست که حکمت، صلابت و نگاه استراتژیک تیزبین را در سیاست معاصر در هم آمیخت؛ چرا که رهبری ایشان که بیش از سه دهه به درازا کشید، گواهی میدهد که ایشان هیچگاه در رویارویی با شرایط دگرگونشونده بینالمللی و پیچیدهترین بحرانهای منطقه، تصمیماتی هیجانی یا شتابزده اتخاذ نکرد، بلکه همواره تدبر عمیق و حکمت الهی را محور سیاستهای خود قرار داد. بزرگترین دلیل بر ژرفبینی استراتژیک ایشان، تبدیل کردن «محور مقاومت» به یک قدرت سازمانیافته برای شکستن سلطه قدرتهای جهانی در منطقه است؛ امری که زنجیرهای دفاعی و شکستناپذیر را پدید آورد که از غزه، لبنان و سوریه تا عراق و یمن امتداد یافت، و همچنین پیشبینی زودهنگام توتئههای دشمن مانند تقسیم جغرافیایی منطقه و انتشار گروههای تروریستی، و اتخاذ تصمیمات بلندمدتی که موازنه جیوسیاسي کل غرب آسیا را تغییر داد.
وی در همین رابطه متذکر شد که شجاعت بیباکانه و پایداری استوار ایشان در کنار این نگاه استراتژیک، تکاملی بینظیر را شکل داد؛ چرا که با وجود سختترین تحریمهای اقتصادی بینالمللی، تهدیدهای نظامی و جنگ روانی، هیچگونه نرمش یا سازشی در مواضع اصولی خود به ویژه در قضیه فلسطین نشان نداد و توانست در دلهای ملت خود و تمامی مظلومان منطقه این احساس را زنده کند که کمبود امکانات مادی را میتوان با قدرت ایمانی و اتکای بومی دفاعی جبران کرد. ایشان علم و حکمت را تنها در چارچوب نظریهها محصور نساخت، بلکه از برنامههای علمی، فناوری و صنایع موشکی در سطح ملی چنان حمایتی کرد که بازدارندگی دفاعی قدرتمندی را در برابر دشمن پدید آورد؛ از این رو حق است اگر بگوییم ایشان رهبری جهانی بود که نگاهش از منافع موقت فراتر میرفت تا آگاهی فکری و سیاسی نسلهای آینده را بنا کند، و این ویژگیها همان چیزهایی است که نام ایشان را در صف تأثیرگذارترین و جامعترین شخصیتهای تاریخ اسلامی برجسته میسازد.
بیداری امت و شگفتیهای علمی در بستر استقلال
این گفتگو در ادامه به تبیین ابعاد استقلال فکری، خاستگاه جنبشهای علمی نظیر نانوتکنولوژی و نفی هندسههای تحمیلی غربی پرداخته و به نقل از ابومریم در گفتگو با رسانه ما مینویسد که قائد شهید، "آیتالله سید علی خامنهای" نقشی تاریخی و عملی و برجسته در تقویت دو مفهوم خودکفایی و استقلال سیاسی در درون امت اسلامی ایفا کرد؛ چرا که این دو مفهوم را در چارچوب شعارهای سیاسی دهانپُرکن محصور نساخت، بلکه آنها را به عنوان یک اصل شرعی و استراتژیک که برای عزت و بقای اسلام حیاتی است ارائه داد. ایشان از یک ایمان راسخ الهام میگرفت که بر اساس آن، هر امتی که از نظر اقتصادی، علمی و دفاعی نیازمند دیگران بماند، هرگز نخواهد توانست تصمیمات سیاسی آزاد و مستقل بر پایه اراده خود اتخاذ کند و بر پایه این نگاه، امت اسلامی را به اتکا به ظرفیتهای داخلی و توانمندیهای انسانی خود به جای وابستگی به استکبار غربی و تکیهگاههای خارجی فراخواند.
دبیرکل مؤسسه فلسطین در پاکستان افزود که ایشان برای درهمشکستن زنجیرههای فکری نظام استعماری، جنبش «اعتماد به نفس فرهنگی و علمی» را به راه انداخت که این حرکت –با وجود شدیدترین تحریمهای بینالمللی و محاصره ظالمانه اقتصادی– به تحقق پیشرفتهای شگفتانگیزی تحت حمایت ایشان انجامید که جهان را در نوینترین حوزهها مانند «نانوتکنولوژی»، پژوهشهای سلولهای بنیادی، علوم فضا و انرژی هستهای به شگفتی واداشت؛ امری که یقین را در دلهای جوانان سراسر جهان اسلام بارور ساخت که آنها نیز میتوانند سلطه و انحصار جهانی را به چالش بکشند. این نگاه به شکل بسیار عمیقتر و پختهتر در میدان دفاعی تجلی یافت، جایی که ایشان منظومهای خودکفا در فناوری موشکی و پهپادی را در سطح ملی پایهگذاری کرد؛ دستاوردی که ثمرهاش تنها به دژِ نفوذناپذیر ساختن کشورش محدود نشد، بلکه این تفکر مقاوم و توانمندی فنی را به مظلومان فلسطین، لبنان و یمن منتقل کرد تا به جهان ثابت کند گروههایی که از نظر مادی مستضعف هستند اگر بر روی پای خود بایستند، میتوانند مجهزترین ارتشهای جهان مدرن را به زانو درآورند و به شمارش معکوس وادارند.
وی در تبیین روحیه رد نقشههای استعماری گفت که در رابطه با استقلال سیاسی، ایشان همواره به رهبران کشورهای اسلامی تأکید میکرد که سیادت حقیقی و امنیت از قدرتهای خارجی یا معاهدههای بینالمللی به دست نمیآید، بلکه از اعتماد ملتها و عزم آنها سرچشمه میگیرد و موفق شد یک بیداری سیاسی در منطقه ایجاد کند که نقشههای جغرافیایی و دگرگونیهای سیاسی تحمیلشده از سوی قدرتهای بزرگ را به طور کامل رد کرد؛ از این رو آگاهی فکری و عملی کنونی در امت اسلامی و شوق به سوی عزت، سیادت و رهایی از سلطه خارجی، خود را وامدار و مدیون نخستین و عمیقترین فضلِ الگوی خودکفایی میداند که ایشان در میان امت ارائه داد و تثبیت کرد.
پیرامون ویژگیهای بلاغی و استدلالهای منطقی کلام ایشان، ابومریم تصریح کرد که آنچه بیش از هر چیز به گفتار قائد شهید، "آیتالله سید علی خامنهای" تأثیری پایدار و حضوری همیشگی در محافل مختلف فکری و تودههای مردم میبخشد، سطح والای فکری کلام ایشان، عمق استدلال قرآنیشان و هماهنگی خالصانه گفتارشان با نیازمندیهای جیوسیاسي کنونی است؛ چرا که هرگاه سخن میگفت، طنین صدایش همواره منعکسکننده صداقت، شجاعت و اصول الهی بود و از سیاستهای سنتیِ مبتنی بر بازی با کلمات و عبارتپردازی فرسنگها فاصله داشت. علت بزرگ پذیرش سخنرانیهای ایشان در میان محافل فکری و نخبگان این است که ایشان پیچیدهترین بحرانهای سیاسی و اجتماعی عصر حاضر را با روشی منطقی و علمی تبیین میکرد؛ همانطور که مطالعات گسترده تاریخی و ادبی ایشان به بیانشان عمقی فکری میبخشد که حتی دشمنان نیز توانایی انکار آن را نداشتند، در حالی که سادگی سخن و صراحت شجاعانه ایشان، راه خود را مستقیم به سوی دلهای تودهها در سطح مردمی میگشود.
وی در همین سیاق تاکید نمود که ایشان همواره از مظلومان دفاع میکند و با عبارتهایی روشن و آشکار به مبارزه با قدرتهای استعماری میپردازد، بدون اینکه تحت تأثیر هیچگونه فشار بینالمللی یا مصلحت سیاسی قرار گیرد، از این رو گفتار ایشان به یک کلمهی گفتهشده محدود نمیشود، بلکه به یک هدف و روش عمل ثوری تبدیل میگردد که ابرهای ناامیدی را میزداید و در نفوس ملتها روح جدیدی از امید، اعتماد به نفس و مقاومت میدمد. افزون بر این، خالی بودن گفتار و رفتار ایشان از هرگونه تناقض و زندگی زاهدانه و خالصانهشان، به کلامشان قدرت معنوی و روحی میبخشد که از مرزهای مذهبی و جغرافیایی فراتر میرود تا به شکلی پایدار در آگاهی تمامی مذاهب اسلامی در درون امت و همه آزادگان جهان نقش ببندد.
پیوند مکتب عاشورا با هندسه جدید غرب آسیا
بخش پایانی مصاحبه با
اسلام تایمز به تبیین احساسات شخصی این مجاهد پاکستانی و تحلیل پیامدهای جهانی شهادت قائد شهید اختصاص دارد؛ جایی که در پاسخ به پرسشهایی درباره هویت کادرسازی فکری و حماسه حسینی شهادت ایشان، دکتر صابر ابومریم ابراز داشت که من شخصیت قائد شهید، آیتالله سید علی خامنهای را بزرگترین و مطمئنترین سرچشمه بیداری آگاهی سیاسی و فکری نسل جدید میدانم و احساسات من نسبت به ایشان، احساسات یک نیروی مخلص، فرزند نیکوکار و شاگرد فکری است. من به عنوان انسانی که بخش بزرگی از زندگی خود را از طریق تریبون «مؤسسه فلسطین در پاکستان» در بسیج کردن جوانان علیه استکبار جهانی و نظام صهیونیستی و ایجاد بیداری سیاسی در دلهای آنها سپری کردهام، راسخا باور دارم که نگاه جناب قائد همان چیزی است که جوانان امت اسلامی را از حصار سیاستهای سطحی، طایفهای و سنتی بیرون کشید و به آنها آگاهی حقیقی برای درک جیوسیاسية بینالملل و شناخت فرعونهای زمانه را بخشید.
وی با اشاره به ریشههای حرکت جوانان پاکستانی افزود که پشت سر تربیت فکری و سیاسی من و پشت سر جهاد من در سفر به هر وجب از خاک پاکستان برای رساندن پیام وحدت امت و مقاومت، همواره این فلسفه ثوری جناب ایشان قرار داشته است؛ و آن اینکه تا زمانی که آگاهی سیاسی جوانان به پختگی نرسد، امت نخواهد توانست به استقلال حقیقی خود دست یابد. و هنگامی که در میدانهای عمل میبینم جوانان پاکستانی دیوارهای مذهبی و جغرافیایی را فرو میریزند و با تمام آگاهی برای دفاع از مظلومان غزه و لبنان برمیخیزند، احساسات شکرگزاری و وفاداری به جناب قائد در قلبم عمق بیشتری مییابد؛ چرا که سخنرانیهای او و عزم پولادینش همان چیزهایی بودند که به نسل جدید آموختند شیفته قدرتهای مادی نشوند و در نفوس آنها شعار حسینیِ «ما میتوانیم» را بدمند. زندگی سرشار از صبر و استقامت ایشان به مثابه سپر استواری برای من و میلیونها تن از نیروها و مجاهدان در تاریکترین و ناامیدکنندهترین شرایط بود، پس اجازه نداد ناامیدی به ما سرایت کند و به ما آموخت که زخمها در راه حق در واقع رمز سربلندی و جاودانگی هستند؛ از این رو من در إرث فکری و سیاسی ایشان تنها راه بقای نسل جدید، عزت و سربلندیشان را میبینم و عزم من راسخ است که شعله این بیداری را که به ما بخشید برافرازم و آن را در دلهای جوانان تا آخرین رمق از زندگیام فروزان نگه دارم.
"ابومریم" در تشریح ابعاد ماورایی واکنشهای زلزلهگون شهادت قائد در گستره بینالمللی تصریح کرد که تبدیل شدن شهادت قائد شهید، آیتالله سید علی خامنهای به یک زلزلۀ جهانی و واکنشهای گستردهای که از مرزهای ایران به منطقه و سراسر جهان فراتر رفت، چیزی جز نتیجه منطقی آن نقش حسینی نبود که در زندگی خود مجسم ساخت، جایی که ویژگی بارز ایشان آراستگی به صفت بسالت، شجاعت و پایداری بر حق همراه با روبهرو شدن چهرهبهچهره با مرگ بود. و من، صابر أبو مريم، این ملحمه و حماسه را امتداد کربلا میبینم؛ چرا که دلائل و شجاعتی که با آن در طول زندگی خود با یزیدیان و فرعونهای زمانه به مبارزه برخاست، بدون اینکه اجازه دهد ترس از مرگ روزی بر تصمیماتش چیره شود، همان شجاعت حسینی است که شهادتش را به یک رویداد بینالمللی تبدیل کرد.
وی پیرامون نگاه تودههای غزه و لبنان به این فرماندهی والاستراتژیک افزود که علت بزرگ پشت سر واکنشهای تند و گسترده در سراسر جهان این بود که مستضعفان جهان، به ویژه آزادگان فلسطین و لبنان، در ایشان تنها یک رئیس کشور را نمیدیدند، بلکه ایشان را سپری برای وجود خود و قویترین استعاره برای مقاومت در برابر ظلم میدانستند. و هنگامی که ملتهای منطقه رهبری را دیدند که مکتب عاشورا با شعار جاودانهاش «هیهات منا الذلة» به جای ترس یا مصلحت در او مجسم شده است، حتی در تاریکترین زمانهای محنتها و بحرانها و هنگامی که محاصره از هر سو شدت گرفت، و با آن ابهت و جلال حسینی با مرگ روبهرو شد که غرور استعمار را به خاک مالید، شهادتش یک بیداری استراتژیک جدید و موجی ثوری در کالبد سراسر امت پدید آورد. شجاعت ایشان به حدی رسید که هرگز شهادت را یک زیان ندید، بلکه آن را بزرگترین پیروزی و معراج حقیقی دانست؛ به همین دلیل واکنشها به رحیل و کوچ ایشان تنها به درون ایران محدود نماند، بلکه به عنوان زخمی عمیق و عزمی نو در دلهای آزادگان و غیرتمندان در سراسر جهان آشکار شد تا این حماسه ثابت کند رهبری که حامل نقش و نهاد حسینی است هرگز محوشدنی نیست، بلکه خونهایش زوال باطل را شتاب میبخشد و آن را به سوی پرتگاه میغلتاند.
دبیرکل مؤسسه فلسطین در پاکستان در تشریح معنای «نقطه عطف تاریخی» در محافل نخبگانی غرب آسیا در برابر خبرنگار
اسلام تایمز بیان داشت که تبدیل شدن شهادت "آیتالله سید علی خامنهای" به یک نقطه عطف تاریخی بزرگ (Turning Point) در تاریخ منطقه –به باور حامیان جنبشهای آزادیبخش و ناظران بینالمللی– یک حقیقت مسلم به شمار میرود که پشت سر آن واقعیتهای نظامی، سیاسی و جیوسیاسي عمیقی قرار دارد؛ چرا که ایشان در زندگی خود ساختار مقاومتی شکستناپذیر و خودکفا در منطقه بنا کرد، ساختاری که از ذات فرد فراتر میرود تا به یک حرکت عقیدتی پایدار تبدیل شود. آزادگان باور دارند که قدرتهای استعماری و صهیونیستی همواره در این وهم زندگی میکردند که کنار زدن رهبر مقاومت از مسیر، به فروپاشی کل این محور خواهد آمد، اما واقعیتها ثابت کرد که شهادت ایشان به جای تضعیف محور مقاومت، روح استراتژیک جدیدی در آن دمید و آن را متحدتر و تهاجمیتر از گذشته ساخت.
وی در خصوص پیوستگی دفاعی پایتختهای مقاومت تصریح نمود که بزرگترین اثر نظامی این نقطه عطف تاریخی در این نهفته است که ایشان تنها به تجهیز تمامی گروههای مقاومت امتدادیافته از بیروت تا غزه، صنعا، دمشق و بغداد به نوینترین فناوریهای دفاعی و موشکی بسنده نکرد، بلکه میان آنها هماهنگی فکری پدید آورد که شبکه جیوسیاسيای را پایهگذاری کرد که –برای نخستین بار در تاریخ– توازن قوا در غرب آسیا را از دست قدرتهای مادی بزرگ ربود تا آن را در مسیر اراده مستضعفان قرار دهد. شهادت ایشان به این حرکت مقاومت تفوق اخلاقی عظیمی و قدرت معنوی بزرگی بخشید؛ پس هنگامی که مجاهدان منطقه و ملتهای آن دیدند رهبر بزرگشان عبای مصالح را به تن نکرد تا در قصرها پنهان شود، بلکه با شجاعت حسینی در میدان حماسه استوار ماند تا با آغوش باز و رستگاری از مرگ استقبال کند، این شهادت ترس روانی از استکبار را برای همیشه درهمشکست و در نفوس نسل جدید شعله فداکاری و ایستادگیای را برافروخت که امروز در برابر هیچ فشار خارجی عقبنشینی نمیکند. حقایق تأکید میکنند که تحولات بزرگ جیوسیاسي و ائتلافهای بینالمللی که پس از ایشان در منطقه آغاز شد، بهترین گواه بر این است که خونهایش به هدر نرفت، بلکه نبرد آزادی فلسطین و پایان دادن به سلطه استعماری در منطقه را وارد مرحلهای سرنوشتساز و نهایی ساخت که با آن، عقبنشینی باطل غیرممکن و نصر مقاومت حتمی شده است؛ به همین دلیل تاریخنگاران این شهادت را آغازی برای عهدی جدید و آزاد در غرب آسیا توصیف میکنند.
"ابومریم" با واکاوی نشستها و خروجی اندیشکدههای غربی متذکر شد که شهادت آیتالله سید علی خامنهای آثار عمیق، جامع و بلندمدتی بر گفتگوهای مربوط به توازن جیوسیاسي آینده در منطقه غرب آسیا (خاورمیانه) بر جای گذاشت؛ آثاری که در پرتو مجادلات جاری میان اندیشکدههای جهانی و ناظران سیاسی قابل خوانش و استعاب است. نخستین و بزرگترینِ این مسیرها در گفتگوهای بینالمللی این است که شهادت ایشان موازنههای قدرت مادی سنتی را تغییر داد؛ در حالی که تصور رایج در جهان غرب بر این بود که نبودِ شخصیتی که از این حجم از نفوذ و تأثیر بهره میبرد، خلأ بزرگی ایجاد خواهد کرد که به تضعیف جبهه مقاومت میانجامد، اما نگاه غالب در گفتگوهای کنونی کاملاً عکس آن را اقرار میکند و تأکید دارد که شبکه امنیتی و نظامی که پشت سر خود بر جای گذاشت به یک فرد وابسته نیست، بلکه طابعی بومی و نهادینه یافته است. اثر دوم جیوسیاسي بر توازن منطقه در این مجسم میشود که هماهنگی استراتژیک میان بیروت، غزه، صنعا و بغداد قدرتمندتر و تهاجمیتر از گذشته شده است؛ زیرا این شهادت، تمامی گروههای مقاومت را حول یک هدف عقیدتی مشترک متحد ساخت و همین امر، تحمیل تصمیمات سیاسی آمریکا و متحدانش در منطقه را به کاری بسیار سخت و فراتر از آنچه در گذشته بود تبدیل کرد. افزون بر این، نقطهای بنیادین در این گفتگوها برجسته شده که تأکید دارد به جای رخ دادن خلأ قدرت در غرب آسیا، آرایش جدیدی در حال شکلگیری است که در آن، سلطه قدرتهای خارجی و نظامهای غیرمنطقهای به شکلی پرشتاب کاهش مییابد، در حالی که قدرتهای محلی ابتکار عمل را به دست میگیرند تا آینده منطقه خود را به دست خود رقم بزنند؛ از این رو شهادت ایشان آغازی برای ضعف توازن جیوسیاسي به شمار نمیرود، بلکه به عنوان نقطه آغازی برای پایان دادن به سلطه استعماری و ظهور غرب آسیایی جدید و مستقل نگریسته میشود.
دبیرکل مؤسسه فلسطین در پاکستان در پایان این تحلیل ساختاری و عمیق، با توصیف چشمانداز آینده بر پایه نهادینگی مکتوب ابراز داشت که در پرتو تحولات بزرگ و استراتژیکی که پس از شهادت قائد شهید، "آیتالله سید علی خامنهای" به وقوع پیوست، میتوان إرث سیاسی و معنوی برجامانده از ایشان را به عنوان یک کلاننظریه فکری زنده، پویا و شکستناپذیر خواند و استعاب کرد؛ کلاننظریهای که وابستگی به افراد را پایان داد و مفاهیم عقیدتی را در قالبی نهادینه و پایدار صیاغت کرد. بقای جبهه مقاومت پس از رحیل ایشان و بلکه ظهور متحدتر و تهاجمیتر آن از گذشته –با وجود زلزلههای جیوسیاسي که منطقه را درنوردید و توطئههای تجاوزکارانه قدرتهای استعماری– دلیلی قاطع بر این است که پایههای سیاست ایشان بر پایه منافع موقت بنا نشده بود، بلکه بر اصول الهی راسخ بنیان یافته بود.
وی در جمعبندی نهایی یادآور شد که تجلی عملی و بزرگ إرث سیاسی ایشان در تبدیل کردن «محور مقاومت» به یک منظومه استراتژیک خودکفا و مقتدر نهفته است؛ منظومهای که با آن دیگر تصمیمات در بیروت، غزه، صنعا، بغداد و دمشق در گروِ کمکهای خارجی یا رهبریهای موقت نیست، بلکه هر جبههای –با تکیه بر ظرفیتهای بومی خود– سدی محکم چون بنیان مرصوص در برابر مجهزترین قدرتهای نظامی دشمن است، که این امر ثابت میکند نگاه استراتژیک ایشان توانایی کامل برای جهت دادن به مسیر رویدادها را برای نسلهای آینده داراست. اما از جنبه معنوی و روحی، إرث ایشان در درون امتداد ازلی مکتب عاشورا خوانده میشود، جایی که خونهای قائد و شهادتش –به جای تضعیف حرکت یا پایان دادن به آن– روح ثوری جدیدی در آن میدمد؛ به همین دلیل و به جای تسلل ناامیدی به نسل جدید در امت اسلامی پس از رحیل ایشان، جذوه شجاعت و عزم برای مبارزه با سلطه استعماری جهانی به شکلی بیسابقه در نفوس آنان مستحکم شد. این آمیختگی بینظیر میان سیاست، تدبر و اخلاق والا که در طول زندگی زاهدانه و تصمیمات حسینی و شجاعانهاش به ارث گذاشت، امروز یک اصل راهنما در صحنه دگرگونشونده بینالمللی به شمار میرود که به روشنی تبیین میکند قدرتهای مادی بزرگ و پروپاگاندای صهیونیستی هرگز نمیتوانند در برابر غیرت ایمانی، بیداری فکری و استقامت اصولی به پیروزی دست یابند؛ از این رو نمیتوان إرث معنوی و سیاسی ایشان را در مرزهای تحولات یک لکه جغرافیایی خاص محصور کرد، بلکه به عنوان دستوری ابدی برای پیروزی مستضعفان و سربلندیشان در نبرد حق و باطل در سطح جهانی شناخته خواهد شد.
گفت و گو: معصومه فروزان