بر همین اساس، سفرهای بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم اشغالگر به ایالات متحده، دیگر به درخواست کمک یا هماهنگی مواضع محدود نمیشود. این سفرها اکنون به بخشی از رایزنیهای راهبردی درباره آینده منطقه و ساختار نظام امنیتیِ مدنظر آمریکا برای تثبیت در خاورمیانه تبدیل شده است.
در همین حال، جنگ اخیر پرده از تحولات عمیقی در عرصه بینالملل برداشت. ظهور قدرتهای جدید، کاهش توان آمریکا در مدیریت بحرانها بر اساس منطق هژمونی یکجانبه، و تشدید فشارهای مردمی و حقوقی در غرب به دلیل هزینههای انسانی جنگ، از جمله این تحولات است.
دکتر فیصل جلول، پژوهشگر آکادمی ژئوپلیتیک فرانسه در تحلیل این متغیرها در گفتوگو با پایگاه «
اسلام تایمز» تأکید میکند که اتحاد آمریکا و اسرائیل همچنان سنگبنای سیاست غرب در قبال خاورمیانه است. با این وجود، او یادآور میشود که این ائتلاف اکنون با محیط بینالمللی و منطقهایِ کاملاً متفاوتی نسبت به دو دهه پیش روبهروست؛ مسئلهای که توان اسرائیل را برای تحمیل ارادهاش، پیچیدهتر از هر زمان دیگری کرده است.
سفرهای نتانیاهو؛ فراتر از هماهنگی سیاسی
این تحلیلگر ارشد معتقد است سفرهای مکرر نتانیاهو به واشنگتن، بازتابدهنده عمق شراکت دو طرف است، اما همزمان در چارچوب تلاش برای یافتن چشماندازی مشترک بهمنظور مدیریت دوران تغییرات بزرگ راهبردی انجام میشود.
به گفته وی، اسرائیل در سایه چالشهای چندجبههای خود، به دنبال تثبیت حمایتهای آمریکاست. در مقابل، واشنگتن نیز میکوشد در بحبوحه تشدید رقابتهای بینالمللی در خاورمیانه، بقای اسرائیل را به عنوان عنصری کلیدی در منظومه نفوذ منطقهای خود تضمین کند.
جلول میافزاید که محور این دیدارها فراتر از جنگ غزه است و پروندههایی چون آینده روابط با ایران، امنیت آبراههای دریایی و بازآرایی ائتلافهای منطقهای را در بر میگیرد.
پساسفرها؛ تداوم تعهدات آمریکا
پژوهشگر آکادمی ژئوپلیتیک فرانسه خاطرنشان میکند که تقریباً تمامی سفرهای نتانیاهو، با تأکید مجدد بر تعهد واشنگتن به امنیت اسرائیل پایان مییابد؛ تعهدی که خود را در قالب کمکهای نظامی جدید، مواضع سیاسی حمایتی یا تقویت همکاریهای اطلاعاتی نشان میدهد.
با این حال، وی یادآور میشود که در پی افزایش فشارهای داخلی و خارجی، این حمایتها اکنون گاهی با اظهارات مقامات آمریکایی مبنی بر ضرورت مهار پیامدهای انسانی جنگ همراه میشود.
تحلیلگران بر این باورند که این رویکرد، نشاندهنده تغییر در ماهیت و جوهر این اتحاد نیست، بلکه صرفاً تلاش واشنگتن برای مدیریت هزینههای سیاسی ناشی از این حمایتهاست.
کمکهای آمریکا؛ تضمین برتری نظامی
جلول تصریح میکند که اسرائیل برای حفظ برتری کیفی نظامی خود در زمینههایی چون سامانههای پدافند هوایی، مهمات پیشرفته، فناوریهای نظامی و همچنین تأمین مالی و همکاریهای اطلاعاتی، کاملاً به ایالات متحده وابسته است.
او میافزاید اگرچه تداوم این کمکها توان اسرائیل را برای ورود به جنگهای طولانی تضمین میکند، اما در مقابل، گستره وابستگی تلآویو به شریک آمریکاییاش را در مدیریت بحرانهای بزرگ آشکار میسازد.
صنایع تسلیحاتی؛ جنگ و اقتصاد، دو روی یک سکه
این کارشناس مسائل بینالملل معتقد است جنگهای خاورمیانه تأثیر مستقیمی بر صنایع نظامی غرب دارد و افزایش تقاضا برای سلاح و مهمات، سودهای کلانی را نصیب آنها میکند.
با این وجود، وی تأکید میکند که منافع اقتصادی بهتنهایی نمیتواند دلیل تداوم حمایتهای آمریکا را تفسیر کند؛ چراکه ملاحظات ژئوپلیتیکی همچنان تعیینکنندهترین عامل در ترسیم سیاستهای غرب در قبال اسرائیل به شمار میرود.
لابی اسرائیل؛ نفوذ در دل یک ساختار کلان
جلول درباره نقش لابی اسرائیل میگوید اگرچه این جریان نفوذ چشمگیری در نهادهای آمریکایی دارد، اما در بستر سیاسیای فعالیت میکند که از اساس، اسرائیل را یک متحد راهبردی میداند.
وی میافزاید روابط واشنگتن و تلآویو اکنون نهادینه شده است؛ به این معنا که دیگر به دولتها یا شخصیتهای سیاسی خاصی گره نخورده، بلکه بر پایه یک توافق و اجماع گسترده در ساختار حاکمیتی ایالات متحده استوار است.
انتخابات آمریکا؛ اسرائیل بخشی از معادلات داخلی
وی تأکید میکند که پرونده اسرائیل همواره حضوری پررنگ در انتخابات آمریکا دارد و نامزدها تلاش میکنند از هرگونه موضعگیری که شائبه عقبنشینی از حمایت اسرائیل را ایجاد کند، بپرهیزند.
با این حال، این تحلیلگر خاطرنشان میکند که جامعه آمریکا در حال تجربه تحولاتی تدریجی است؛ روندی که با افزایش صداهای منتقد جنگ و گسترش مطالبات برای بازنگری در سیاستِ حمایت بیقیدوشرط از تلآویو همراه شده است.
جنگ رسانهای؛ آغازِ پایانِ انحصار غرب
جلول بر این باور است که جنگ اخیر، تغییراتی بنیادین را در فضای رسانهای جهان نمایان کرد.
در حالی که رسانههای غربی در روزهای نخست جنگ موفق به تحمیل روایت اسرائیلی شدند، اما تداوم عملیات نظامی و افزایش آمار قربانیان غیرنظامی، به عقبنشینی این هژمونی منجر شد. در این میان، رسانههای دیجیتال و شبکههای اجتماعی به عنوان بستری جایگزین برای انتقال روایتهای متفاوت و مستقل قد علم کردند.
به گفته وی، افکار عمومی جهان اکنون دسترسی بیشتری به اطلاعات آزاد دارد و همین امر، قدرت دولتهای غربی را برای انحصارِ روایتگری بهشدت کاهش داده است.
پیامدهای انسانی و اقتصادی؛ بحرانی فراتر از مرزهای خاورمیانه
جلول تأکید میکند که پیامدهای استمرار این جنگ، با ایجاد اختلال در زنجیرههای تأمین کالا، بالا رفتن هزینههای حملونقل و بیمه، و افزایش بودجههای نظامی، دامنگیر اقتصاد جهانی شده است.
در بُعد انسانی نیز، این جنگ به وخامت بحرانهای بشری انجامیده و ضمن ایجاد چالشهای جدی برای نهادهای بینالمللی، فشارهای بیسابقهای را بر دولتهای غربی وارد کرده است.
نهادهای بینالمللی؛ میان فلجشدن و جستوجوی نقش
وی بر این باور است که سازمان ملل و شورای امنیت به دلیل شکافهای عمیق بینالمللی، ناتوانی و محدودیت خود را در تأثیرگذاری بر بحرانها اثبات کردند. در نقطه مقابل، تحرکات دیوان کیفری بینالمللی نشانهای از اهمیت روزافزون حقوق بینالملل ارزیابی میشود؛ هرچند موانع سیاسیِ اجرای احکام آن همچنان به قوت خود باقی است.
چرا اسرائیل خواهان حضور مستقیم واشنگتن در قلب درگیری است؟
جلول تأکید میکند که اسرائیل همواره برای حفظ مشارکت مستقیم آمریکا در منطقه تقلا میکند؛ چراکه این حضور، عنصری کلیدی در قدرت بازدارندگی تلآویو محسوب میشود و برتری سیاسی و نظامی در برابر رقبا را برای آن به ارمغان میآورد.
با این حال، وی هشدار میدهد که تداوم این رویکرد خطرات عظیمی در پی دارد. گسترش دامنه درگیریها و افزایش احتمال رویارویی مستقیم میان قدرتهای بزرگ جهانی، آن هم در دورانی که جهان در حال گذار تدریجی به سمت یک نظام بینالمللی چندقطبی است، از جمله این خطرات به شمار میرود.
خاورمیانه در آستانه عصری جدید
دکتر فیصل جلول در پایان سخنان خود تصریح میکند که منطقه خاورمیانه در حال تجربه یک بازآرایی عمیق است و موازنه قدرت دیگر به هیچ بازیگری اجازه نمیدهد اراده خود را به صورت یکجانبه تحمیل کند.
او میافزاید که اگرچه اتحاد آمریکا و اسرائیل همچنان عنصری مؤثر در معادلات خاورمیانه باقی خواهد ماند، اما ظهور قدرتهای جدید بینالمللی و منطقهای، در کنار موج فزاینده مخالفتهای جهانی با جنگهای بیپایان، شرایط را دگرگون کرده است. این متغیرها دوران پیشرو را بسیار پیچیدهتر کرده و سرنوشت منطقه را بیش از آنکه به راهکارهای نظامی وابسته بداند، به توافقات و سازشهای سیاسی گره خواهد زد.