۰
دوشنبه ۹ شهريور ۱۴۰۵ ساعت ۰۹:۵۵
حسن قبلان در گفت‌وگو با «اسلام تایمز»:

جنگ علیه ایران استقلال تصمیم‌گیری تهران را هدف گرفته است

تنگه هرمز از یک برگ تاکتیکی به اهرمی فراتر از راهبردی تبدیل شده است
جنگ علیه ایران استقلال تصمیم‌گیری تهران را هدف گرفته است
قبلان در گفت‌وگوی تفصیلی با «اسلام تایمز» یادآور شد که تحولات جاری ابعاد فکری، تاریخی، استعماری و ژئوپلیتیک دارد. بر اساس تحلیل وی، در سایه تشدید رقابت‌های بین‌المللی میان ایالات متحده و چین و همچنین تقابل واشنگتن با تهران، تسلط بر منابع منطقه، شریان‌های انرژی و زنجیره‌های تأمین، بخش جدایی‌ناپذیری از پس‌زمینه‌های این رویارویی به شمار می‌رود.

این مقام سیاسی با اشاره به ناکامی اهداف اعلامی واشنگتن در آغاز جنگ، به‌ویژه براندازی نظام ایران، تضعیف حاکمیت و تسلیم کردن اراده سیاسی آن، تأکید کرد که در نقطه مقابل، ایران توانسته است با تکیه بر مشروعیت مردمی، رهبری و ظرفیت‌های جغرافیایی، اقتصادی و راهبردی خود، انسجام داخلی، نهادها و تاب‌آوری‌اش را حفظ کند.

جنگی با پس‌زمینه استعماری
قبلان در ادامه گفت که جنگِ ائتلافیِ ایالات متحده و دشمن اسرائیلی علیه جمهوری اسلامی ایران، «از یک خاستگاه فکری و پیشینه تاریخی در ذهن و اندیشه سران این تجاوز ریشه می‌گیرد».

به اعتقاد وی، این پس‌زمینه در آن دسته از مواضع آمریکایی‌ها نمود پیدا کرده است که خواستار بازگشت به اشغالگری و استعمار مستقیم هستند. او در همین راستا به رویکرد دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، اشاره کرد که در آن نیات مستقیم خود را در قبال ایران، ثروت‌ها و موقعیت راهبردی آن بروز داده بود.

از نگاه این کارشناس، تمرکز بر نفت ایران و تنگه هرمز نشان می‌دهد که نزاع کنونی تنها بر سر برنامه هسته‌ای نیست، بلکه پای ثروت‌های منطقه، شریان‌های ترانزیتی و زنجیره تأمین کالاهای راهبردی در میان است.

او با بیان اینکه نفت، گاز و کودهای شیمیایی ارکان حیاتی اقتصاد جهانی را تشکیل می‌دهند، یادآور شد که در دست گرفتن کنترل منابع و مسیرهای ترانزیتیِ آن‌ها از کشمکش‌های بزرگ ژئوپلیتیک جدا نیست.

وی تثبیت واقعیت‌های ژئوپلیتیک را به رقابت بین‌المللی آمریکا و چین و همچنین تقابل واشنگتن و تهران مرتبط دانست و تأکید کرد: «نمی‌توان این جنگ را از این ابعاد مستقیم استعماری تفکیک کرد».

چرا براندازی نظام ایران؟
عضو دفتر سیاسی جنبش امل با طرح این پرسش که «قصد دخالت در امور داخلی ایران و فراخوان برای براندازی نظام جمهوری اسلامی چه معنایی دارد؟»، خاطرنشان کرد که طرح چنین هدفی نشان می‌دهد مسئله فراتر از برنامه هسته‌ای است.

وی تصریح کرد که ایران این رویارویی را با پرچم استقلال پیش می‌برد و برای همان استقلال سیاسی و اقتصادی می‌جنگد که انقلاب اسلامی از سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۷) منادی آن بوده است.

بر اساس خوانش وی، ریشه مشکلِ غرب دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای نیست. او برای تأیید این موضوع به پاکستان اشاره کرد؛ یک کشور بزرگ اسلامی که سلاح هسته‌ای دارد، اما این مسئله هرگز بهانه‌ای برای به راه انداختن جنگی مشابه علیه آن نشده است.

قبلان در ادامه افزود که کشورهای دیگری نیز در جهان عرب و اسلام هستند که می‌توانند پروژه‌های هسته‌ای داشته باشند، بدون آنکه این موضوع لزوماً به معضلی برای نظام بین‌الملل تبدیل شود.

او «چالش واقعی را استقلال تصمیم‌گیری ایران» دانست و گفت که برخورداری یک کشور از پروژه‌های هسته‌ای، سیاسی و اقتصادی، مادامی که در مدار قدرت‌های شرقی یا غربی حرکت کند، مشکلی ایجاد نمی‌کند؛ اما بحران دقیقاً زمانی شکل می‌گیرد که پای یک «تصمیم مستقل» در میان باشد.

نه شرقی و نه غربی
از نگاه قبلان، هسته اصلی تقابل آمریکا با ایران در ناکامی دهه‌های گذشته واشنگتن برای کشاندن جمهوری اسلامی به اردوگاه کشورهای وابسته به بلوک شرق یا غرب نهفته است.

وی با بیان اینکه انقلاب اسلامی پس از گذشت نزدیک به پنج دهه همچنان بر شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» استوار مانده است، خاطرنشان کرد که جنگ کنونی، الگوی سیاسی و راهبردیِ مختص ایران را هدف قرار داده است.

به گفته او، این الگو تاب‌آوری خود را به اثبات رسانده است و تداوم آن تنها به توانمندی‌های نظامی متکی نیست، بلکه از یک پایگاه مردمی و ساختار منسجم سیاسی و نهادی نیز بهره می‌برد.

مشروعیت مردمی؛ شالوده تاب‌آوری
قبلان تأکید کرد که یکی از مهم‌ترین دلایل مقاومت ایران، «مشروعیت مردمی» و همبستگی جامعه با حاکمیت در ابعاد مذهبی، میهنی و ملی است.

وی یادآور شد که رویدادهای اخیر، قدرت حاکمیت را در تعلیق بسیاری از تضادهای داخلی و همچنین انسجام بخش‌های گسترده‌ای از مردم ایران بر سر گزینه مقاومت، ایستادگی و صیانت از کشور به تصویر کشید.

از سوی دیگر، آحاد ملت ایران با تمامی طیف‌ها خود را در برابر یک رویارویی خارجی دیدند؛ موضوعی که اولویت‌های ملی در زمینه حفظ یکپارچگی کشور و نهادهای آن را بیش از پیش تقویت کرد.

این کارشناس سیاسی، پایداری ایران را متکی به رهبریِ «توانمند، پیشرو و گره‌خورده با پایگاه مردمی» دانست و خاطرنشان کرد که رهبران ایران الگویی از فداکاری و شهادت را به نمایش گذاشتند؛ آن‌ها نه از میدان عقب‌نشینی کردند و نه به دنبال پناهگاه‌هایی دور از چشم مردم گشتند.

به باور وی، مقامات ارشد ایران دوشادوش آحاد ملت و نیروهای مسلح هزینه این ایستادگی را پرداختند که همین امر سهم بسزایی در تعمیق اعتماد میان حاکمیت و پایگاه مردمی آن داشته است.

انسجام نهادهای حاکمیتی
قبلان در ادامه به عامل دیگری در تاب‌آوری ایران یعنی انسجام ارکان و نهادهای حاکمیتی اشاره کرد و گفت که نظام توانسته است در طول این رویارویی، ساختار سیاسی و سازمانی خود را حفظ کند.

بر اساس ارزیابی‌های وی، هرگونه اختلاف‌نظر در داخل ایران زیر چتر نظام جمهوری اسلامی باقی مانده است. این همبستگی مانع از آن شد که اختلافات داخلی به ابزاری در خدمت جنگ تبدیل شود.

او افزود که برخلاف تلاش‌های سالیان گذشته ایالات متحده برای تخریب، تحریف و تضعیف نظام ولایت فقیه، این ساختار امروز در واقعیت جامعه ایران ریشه دوانده است.

جغرافیای ایران؛ مؤلفه قدرت
این عضو ارشد جنبش امل با تأمل بر متغیر جغرافیا، تأکید کرد که ایران توانسته است از وسعت، عمق راهبردی و ظرفیت‌های جمعیتی خود نهایت بهره را ببرد.

وی گستردگی جغرافیایی این کشور، موقعیت آن در حاشیه دریای خزر و مرزهای طولانی زمینی با چندین کشور همسایه را از عواملی برشمرد که اعمال یک محاصره تمام‌عیار علیه تهران را به مأموریتی دشوار تبدیل کرده است.

به گفته او، این موقعیت جغرافیایی امکانات گسترده‌ای را برای ارتباط با محیط پیرامون در اختیار ایران قرار می‌دهد و روزنه‌های متعددی را فراهم می‌آورد که می‌تواند اثرگذاری هرگونه تلاش برای انزوای کامل این کشور را خنثی کند.

تنگه هرمز؛ از یک ابزار تاکتیکی تا مسئله‌ای «فراتر از یک برگ راهبردی»
قبلان اهمیت ویژه‌ای برای تنگه هرمز قائل شد و خاطرنشان کرد که جایگاه این آبراهه در معادلات ایران دستخوش تحولی چشمگیر شده است.

وی توضیح داد که هرمز در گذشته و در بحبوحه برخی بحران‌های پیشِ روی ایران، به‌ویژه در طول جنگ هشت‌ساله، یک برگ بازی تاکتیکی بود؛ اما امروز «از سطح یک مؤلفه راهبردی نیز فراتر رفته است».

به گفته او، با توجه به جایگاه تنگه هرمز در شریان جهانی انرژی و تجارت، این نقطه اکنون برای ایران به یک مسئله فرااستراتژیک تبدیل شده است.

او یادآور شد که همین برگ برنده، کارِ ایالات متحده را برای یکسره کردن نظامیِ این رویارویی به‌شدت دشوار کرده است؛ به‌ویژه در سایه پیامدهای اقتصادی ویرانگری که هرگونه اختلال گسترده در ناوگان کشتیرانی و انرژی برای جهان به همراه خواهد داشت.

ناکامی در رویارویی نظامی و چرخش به سمت فشار اقتصادی
از منظر قبلان، دولت آمریکا پس از آنکه نتوانست کار را در میدان نظامی یکسره کند، به سمت گزینه جنگ اقتصادی و اِعمال فشار از مسیر تحریم‌ها چرخید.

وی تصریح کرد که رئیس‌جمهوری آمریکا پس از دو دور جنگ هوایی، اکنون احساس می‌کند که توانایی حل‌وفصل نظامی امور را ندارد؛ موضوعی که واشنگتن را به سمت فشارهای معیشتی و «فرسایش اقتصادی» سوق داد.

او اگرچه اذعان کرد که این محاصره پیامدهای اقتصادی و اجتماعی از جمله گرانی کالاها را در پی دارد، اما هم‌زمان تأکید کرد که ایران از چنان پایه‌های استواری برخوردار است که به‌زانو درآوردن کامل آن با چنین ابزارهایی بسیار بعید به نظر می‌رسد.

ایران دهه‌هاست که تحریم را تجربه کرده است
قبلان در ادامه یادآور شد که ایران با آزمون جدیدی روبه‌رو نیست؛ چرا که به تعبیر او، سالیان طولانیِ تحریم و فشار را از سر گذرانده و در دهه هشتاد میلادی نیز جنگ ایران و عراق را در سایه حمایت گسترده آمریکا، جامعه جهانی و کشورهای منطقه از بغداد تجربه کرده است.

وی خاطرنشان کرد که ایرانی‌ها توانستند در طول آن جنگ، یکپارچگی سرزمینی، حاکمیتی و سازمانی خود را حفظ کنند و بدون فروپاشی ساختار کشور از آن بحران عبور کنند.

او با طرح این پرسش کنایه‌آمیز که «ایرانی‌ها امروز کجا هستند و کسانی که آن زمان با آن‌ها می‌جنگیدند کجا؟»، بر این باور خود صحه گذاشت که تهران توانایی‌اش را برای عبور از جنگ‌های فرسایشی و فشارهای انباشته‌شده به اثبات رسانده است.

این سیاستمدار لبنانی با استناد به ظرفیت‌های موجود و تجربه تاریخی ایران در مواجهه با تحریم‌ها، نسبت به توانایی این کشور برای گذر از جنگ اقتصادی کنونی ابراز اطمینان کرد.

خودکفایی نسبی در کالاهای اساسی
قبلان توضیح داد که ایران در تعدادی از بخش‌های کلیدی، به‌ویژه در حوزه امنیت غذایی، از اقتصادی درون‌زا و متکی به خود برخوردار است.

وی با اشاره به اقلامی نظیر گندم، برنج، گوشت و سبزیجات، یادآور شد که بخش عمده‌ای از سبد معیشتی شهروندان ایرانی وابستگی مستقیمی به واردات ندارد.

به گفته او، همین قابلیت در تأمین نیازهای پایه، حاشیه امن گسترده‌تری را برای رویارویی با تحریم‌ها در اختیار ایران قرار می‌دهد و مانع از آن می‌شود که غذا و کالاهای اساسی به اهرم فشاری برای فروپاشی جامعه تبدیل شوند.

جنگ اقتصادی درون مرزهای ایران محدود نخواهد ماند
قبلان در ادامه هشدار داد که تداوم جنگ اقتصادی باعث نخواهد شد که هزینه این رویارویی تنها بر دوش ایران بیفتد؛ بلکه ترکش‌های آن کل منطقه را فرا خواهد گرفت.

وی تصریح کرد که در صورت استمرار این تنش و کشیده شدن آن به مرزهای بحرانی، تمام منطقه هزینه‌ای هم‌تراز با آمریکایی‌ها و چه‌بسا بیشتر پرداخت خواهد کرد.

او به رکودی اشاره کرد که سایه آن بر سر اقتصاد کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس سنگینی می‌کند و در همین راستا، از افت فروش گاز، کاهش عرضه نفت، نوسان در ذخایر استراتژیک غذایی و همچنین افول صنعت گردشگری سخن به میان آورد.

به اعتقاد این کارشناس، اقتصاد کشورهای حاشیه خلیج فارس اکنون در تیررس پیامدهای مستقیم این جنگ قرار گرفته است و این پرونده‌ها همچنان در زمره چالش‌هایی هستند که هنوز راهکار قطعی برای آن‌ها یافت نشده است.

هزینه تقابل ممکن است دامنگیر تمام جهان شود

قبلان تأکید کرد که دامنه این خطر تنها به اقتصاد ایران یا کشورهای منطقه خلیج فارس محدود نمی‌شود؛ چرا که هرگونه تنش‌آفرینی گسترده در منطقه‌ای که شاهرگ ارتباطیِ تأمین انرژی، غذا و تجارت بین‌الملل محسوب می‌شود، پس‌لرزه‌هایی جهانی در پی خواهد داشت.

وی خاطرنشان کرد که تحمیل یک جنگ فرسایشی به ایران، صرفاً به معنای پرداخت هزینه آن توسط ایرانی‌ها نیست؛ بلکه «فاکتور این جنگ بسیار سنگین‌تر از مرزهای ایران خواهد بود».

عضو دفتر سیاسی جنبش امل در جمع‌بندی تحلیل خود یادآور شد که کشاندن سطح تنش‌ها به نقطه بی‌بازگشت، هزینه‌های ویرانگری را بر منطقه و جهان تحمیل خواهد کرد. وی با قاطعیت هشدار داد که ترکش‌های هرگونه تحرک برای تسلیم کردن ایران از بستر تحریم یا جنگ، هرگز در داخل مرزهای جمهوری اسلامی متوقف نخواهد شد، بلکه زبانه آن تمام منطقه و کلیت اقتصاد جهانی را در بر خواهد گرفت.

 
مرجع : الوقت
کد مطلب : ۱۳۰۱۱۴۲
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما

منتخب
پیشنهاد ما